
به گزارش صراط نیوز به نقل از فرهیختگان، مردم قشم میگویند حدود ساعت 3 و 40 دقیقه نیمهشب بود که صدای انفجارهای متعدد در شهر قشم پیچید. پس از آن اهالی متوجه میشوند که در شهر نقطهای کاملاً مسکونی، مورد هدف قرار گرفته است.
منطقهای که عمده ساکنانش از لحاظ اقتصادی وضعیت کاملاً متوسطی دارند. هیچ دکل و منطقه نظامی و اداری اطراف محل اصابت وجود ندارد. منطقه کاملاً مسکونی است. حیاط خانه مستقیماً مورد اصابت قرار گرفته بود. در یکی از اتاقهای آن خانه، محمدرضا و محمدطه حضور داشتند. اتاق آسیبی ندیده بود و وقتی همسایهها سر میرسند، دو پسرک را از زیر آوار بیرون کشیده بودند. همسایهها هنوز بعد از گذشت سه شب از آن حادثه، مات نگاههای حیرتزده محمدرضا و برادر کوچکترش هستند. هرچه به دنبال پدر، مادر و برادر کوچکتر میگردند، از آنها اثری نبود. مدام مادر و پدرشان را صدا میزدند. آواربرداری 4 ساعتی طول میکشد. پیکر پدر خانواده یعنی آقای قیصر جعفری، همسرش زهرا جعفری و فرزند 2 سالهشان سینا جعفری در نهایت از زیر آوار بیرون کشیده میشود. سینا را درحالی پیدا میکنند که روی دست مادرش خوابیده بود. آقا قیصرِ محله چاهتنگو، راننده بود. شغل پدریاش صیادی است. خودش هم گهگاهی میرفت صیادی. خانهاش کنار کوه بود و هیچکس فکرش را نمیکرد که دشمن حتی به ذهنش خطور کند آن محله را مورد هدف قرار دهد. آقا قیصر جعفری نیمهشب پنجشنبه هشتم مرداد ماه، درحالی که زیر سقف خانهاش در دل محل چاهتنگو به فکر کربلا بود، به دست خونخوارترین دشمن زمانه به شهادت رسید. مادر و پدرش در راه کربلا بودند. مادر آقا قیصر وقتی روی آوار خانه پسرش رسیده، گفته بود: «حسرت میخورد که نتوانست با ما به کربلا بیاید. حالا خودش زودتر از ما به زیارت امام حسین(ع) رفت.»
