02 آبان 1398
اگه تا یه ربع دیگه بروجردی رو آزاد نکنید، یک نفرتون هم زنده نمیمونه! خونه رو روی سرتون خراب میکنیم!
بُرشهایی از زندگی این قهرمان کشورمان که در کتاب «میرزا محمد پدر کردستان» به کوشش علی اکبری گردآوری شده است را منتشر میکند.
روایت بیست و چهارم
بروجردی اسیر ضدانقلاب شده بود. آنها او را در خانهای در نزدیکی ما حبس کرده بودند. با تمامی یال و کوپالمان راهی آنجا شدیم و خانه را محاصره کردیم. آنها در مقابل آزادی بروجردی درخواستهایی داشتند، از جمله این که افرادشان را که در دست ما اسیر بودند آزاد کنیم، اسلحه و مهمات تحویلشان بدهیم و چند چیز دیگر.
