خونمردگی

یک خانواده شش نفره که من فرزند کوچک خانه بودم و دو برادر و یک خواهر بزرگتر از خودم داشتم و پدر و مادرم هم مانند بقیه خانواده‌ها کنار هم روزهای خو بو بدی را پشت سر گذاشته بودند.

یک خانواده شش نفره که من فرزند کوچک خانه بودم و دو برادر و یک خواهر بزرگتر از خودم داشتم و پدر و مادرم هم مانند بقیه خانواده‌ها کنار هم روزهای خو بو بدی را پشت سر گذاشته بودند.

خونمردگی

به گزارش بولتن نیوز به نقل از مجله خانواده سبز، تازه آنجا بود که احساس کردم به
آخر خط رسیده‌آم و از لحظه‌ای که سوار ماشین نیروی انتظامی شدم تا به بازداشتگاه
برسم گذشته مانند فیلمی از جلوی چشمانم شروع
به رژه رفتن کرد… از همان روزهای اول، از زمانی که دختر بچه کوچولوی
شیطونی بودم که دنیایم عروسک‌هایم بود و مفهومی از بدبختی نداشتم.

در آن روزگار ما خانواده
خوشبختی بودیم…

منبع  : بولتن نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *