«خودسازی» در بیانات امام خمینی(ره)/ شرح حدیث «گریستن از خوف پروردگار» از رهبر انقلاب/ فیلم: «مقاومت در برابر تمسخر دیگران» در کلام حجت الاسلام قرائتی/ صوت: ترتیل جزء شانزدهم و مناجات با خدا

خداوند عقل را نيز به انسان داده است و اگر هميشه به فکر شکم و مافوق و مادون آن باشد، ديگر نمي‌تواند به مسائل عقلي و حقايق ديگر بپردازد. بنابراين براي اين‌که از همه قوا درست استفاده شود، بايد براي هر کدام حد وسطي در نظر گرفت که مزاحم قواي ديگر و مانع کار و تکامل آن‌ها نباشد؛ اما اين حد وسط، حد وسط کمّي نيست و نمي‌توانيم مثلا درباره علم که مطلوب است اندازه‌اي فرض کنيم.
جمعه 12 تير 1394 10:34 ساعت

خداوند عقل را نيز به انسان داده است و اگر هميشه به فکر شکم و مافوق و مادون آن باشد، ديگر نمي‌تواند به مسائل عقلي و حقايق ديگر بپردازد. بنابراين براي اين‌که از همه قوا درست استفاده شود، بايد براي هر کدام حد وسطي در نظر گرفت که مزاحم قواي ديگر و مانع کار و تکامل آن‌ها نباشد؛ اما اين حد وسط، حد وسط کمّي نيست و نمي‌توانيم مثلا درباره علم که مطلوب است اندازه‌اي فرض کنيم.

خداوند عقل را نيز به انسان داده است و اگر هميشه به فکر شکم و مافوق و مادون آن باشد، ديگر نمي‌تواند به مسائل عقلي و حقايق ديگر بپردازد. بنابراين براي اين‌که از همه قوا درست استفاده شود، بايد براي هر کدام حد وسطي در نظر گرفت که مزاحم قواي ديگر و مانع کار و تکامل آن‌ها نباشد؛ اما اين حد وسط، حد وسط کمّي نيست و نمي‌توانيم مثلا درباره علم که مطلوب است اندازه‌اي فرض کنيم.
گروه معارف – رجانیوز: این آخری‌ها دیگر چشم‌هایمان به آسمان دوخته شده بود، با اشتیاق منتظر آمدنش بودیم تا رود پرتلاطم نفس را به ساحل آرامشش برسانیم. خسته از روزمرگی‌ها و تنش‌های همیشگی زندگی این روزهای‌مان بودیم. دلمان تنگ نواهای دلنشین نیایش با محبوب شده بود. نوای شورانگیز “اللهم رب شهر رمضان” در تمام وجودمان می‌پیچید… 
 
بالاخره آمد آن‌که منتظرش بودیم. مسافر کریم‌مان از سفر یکساله‌ی خود بازگشت تا بار دیگر در سحرگاهان به یاد ماندنی‌اش زمزمه کنیم نوای “اللهم انی اسألک من بهائک بأبهاه و کل بهائک بهی” دعای سحر را و روزهای حالا گرم‌ شده‌اش تمرین تقوای‌مان باشد و لحظه‌ی افطارش یادآور حس خوب دوستی با محبوب…
 
رجانیوز به برکت و میمنت این میهمانی الهی هر روز سفره‌ ای از معارف، نصایح اخلاقی، حکایات شیرین علما و حکمای الهی و مناجات و توسل را در قالب متن، صوت، و فیلم برای میهمانان ماه خدا خواهد گشود تا به این واسطه برای خود سهمی کوچک در  تزکیه و تعالی مخاطبان روزه‌دار دست و پا کرده باشد.
 
****
 
فیلم
 
«خودسازی» در بیانات امام خمینی(ره)
 
 
 
****
 
پای درس رهبر انقلاب
 
«ذکر»، عامل دفع انگیزه‌های ماده‌گرایانه و هوسرانی‌های گمراه‌کننده در انسان
 
[ذکر و یاد الهی، مراحلی دارد. ما، آدمها همه در یک حد و در یک مرحله که نیستیم؛ بعضیها مثل اولیاء و انبیاء و صالحین و اهل دل و اهل معنا. بعضی هم هستند مثل امثال بنده و ماها که به آن سطوح دسترسی ندارند؛ بعضی‌مان خبر هم نداریم از آنچه که در آن سطوح هست.] لکن برای ما هم که در آن مرحله نیستیم، ذکر فوائد عجیبی دارد که حالا من آنچه را که در اینجا یادداشت کرده‌ام، عرض میکنم: «دفع انگیزه‌های ماده گرایانه و هوسرانیهای گمراه‌کننده».
 
ذکر مثل مدافعی است که درمقابل هجوم این هوسها، ما را و دل ما را محافظت میکند. دل خیلی آسیب‌پذیر است. ما دلمان، روحمان خیلی آسیب‌پذیر است. در مقابل چیزهائی تحت تأثیر قرار میگیریم؛ دل مجذوب به جاذبه‌های گوناگونی میشود. اگر بخواهیم دل – که جای خداست، جایگاه خداست. رفیعترین مرتبه در وجود انسان، دل انسان است؛ یعنی همان باطن و حقیقت وجودی انسان – سالم و پاکیزه بماند، مدافعی لازم است؛ این مدافع ذکر است. ذکر نمیگذارد که دل دستخوش تهاجم بی‌امان هوسهای گوناگون شود و از دست برود. ذکر دل را نگه میدارد که در فساد و در جاذبه‌های گمراه‌کننده غرق نشود.
 
در همین رابطه من روایتی را دیدم که خیلی پرمعناست؛ میفرماید: «الذّاکر فی الغافلین کالمقاتل فی الفارّین». (۱) در میدان جنگ، یک رزمنده را می‌بینید که دفاع میکند، ایستادگی میکند و از همه‌ی امکاناتش برای ضربه زدن به دشمن و جلوی تهاجم دشمن را گرفتن، استفاده میکند؛ اما رزمنده‌ی دیگر هم ممکن است باشد که بگریزد؛ طاقت تحمل از دست بدهد و از مقابل دشمن بگریزد. میفرماید: ذاکر در میان جمعِ غافل مثل همان سرباز رزمنده‌ی ایستادگی‌کننده است در میان کسانی که دارند فرار می‌کنند. ببینید این تشبیه و تنظیر به همین لحاظ است؛ چون او دارد در مقابل تهاجم بیگانه دفاع و ایستادگی میکند، ذکر شما هم دارد ایستادگی میکند؛ دارد از مرز دفاع میکند؛ از مرز دل شما دارد دفاع میکند. لذاست که شما در آیه‌ی شریفه‌ی قرآن که جزو آیات جهاد است، می‌بینید که میفرماید: «اذا لقیتم فئة فاثبتوا و اذکروا اللَّه کثیرا»؛ در میدان جهاد وقتی در مقابل تهاجم دشمن قرار گرفتید، ایستادگی کنید و ذکر کثیر خدا بکنید. «اثبتوا و اذکروا اللَّه کثیرا»؛ ثبات قدم به خرج بدهید، ایستادگی کنید و ذکر خدا کنید. این ذکر خدا آنجا هم به درد میخورد. «لعلّکم تفلحون» (۲) که این وسیله‌ای است برای اینکه شما به فلاح و کامیابی دست پیدا کنید. ذکر خدا؛ چرا؟ چون این ذکر، دل را قرص میکند. دل که قرص شد، دل که ثبات پیدا کرد، قدم هم ثبات پیدا میکند. در میدان جنگ اینجوری است. میدان جنگ قبل از آن که پاهای ما، که سست‌عنصر هستیم، به طرف عقب جبهه مشغول دویدن و فرار شود، دل ما فرار کرده. این دل ماست که جسم ما را به فرار وادار میکند؛ و الّا اگر دل ایستاده باشد، جسم می‌ایستد. 
 
در همه‌ی میدانهای جنگ – هم میدان جنگ نظامی، هم میدان جنگ سیاسی، هم میدان جنگ اقتصادی، هم میدان جنگ تبلیغاتی – ذکر خدا کنید که این ذکر خدا موجب فلاح و کامیابی شماست. ذکر خدا پشتوانه‌ی ثبات قدم است. 
 
بنابراین ذکر موجب میشود که ما بتوانیم در آن صراط مستقیم سلوک کنیم؛ پیش برویم. آن هدفی که ترسیم کردیم برای خودمان به عنوان مؤمن، به عنوان مسلمان، به عنوان پیرو یک مکتب مترقی، به عنوان کسانی که انگیزه داریم برای برپا داشتن این بنای رفیعی که خبر از شکوفائی تمدن اسلامی در آینده و در قرون آینده میدهد، احتیاج داریم به ذکر خدا تا بتوانیم در این جاده حرکت کنیم.
 
من و شما بیش از دیگران به ذکر احتیاج داریم. علت اینکه من گفتم این مجلس را مغتنم شمردم، به خاطر همین است که شما با افراد معمولی این تفاوت بزرگ را دارید که شما در جائی، رشته‌ای از این مجموعه را در دست گرفتید که در حفاظت از این مجموعه، کار شما مؤثر است. اگر شما این رشته را محکم نگه دارید یا آن را سست نگه دارید یا بکلی از دست بدهید، وضع فرق خواهد کرد با آن کسانی که سررشته‌های اصلی و اساسی در دست آنها نیست. پس شما بیشتر از دیگران به ذکر احتیاج دارید. و این ذکر – ذکر اللَّه – که بر دل ما حاکم شد، بدون تردید در رفتار ما اثر میگذارد؛ در انجام دادن آنچه که بر عهده‌ی ماست از وظائف و تکالیف، در اجتناب‌کردن و پرهیزکردن از آنچه که بر ما حرام و گناه است و موجب وزر و وبال و موجب غضب الهی است، اثر میگذارد و کمک میکند که از اینها دوری کنیم. (۱۳۸۶/۰۶/۳۱ بیانات در دیدار کارگزاران نظام‌)
 
****
 
فیلم
 
شرح حدیث «گریستن از خوف پروردگار» از رهبر انقلاب
 
 

شرح حدیث گریستن از خوف پروردگار.mp4 | دانلود فیلم

**** 

 
سخنرانی مکتوب 
 
آیت الله مصباح یزدی/جلسه اول / دفتر مقام معظم رهبری/ مهر ماه سال 93
 
آن چه پيش‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح‌يزدي (دامت‌بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 93/7/9، مطابق با ششم ذي‌الحجة 1435 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد. (1)
 
غفلت؛ ريشه همه مفاسد
 
اشاره
 
از ديرباز بيشتر علما، بزرگان و علاقه‌مندان به مسائل اخلاقي و معارف تربيتي، در دسته‌بندي مسائل اخلاقي از روش فيلسوفان يوناني اقتباس کرده‌اند و آن‌ها را بر اساس قواي نفساني به سه دسته کلي شهويه، غضبيه و عقلاني تقسيم کرده‌اند. در کتاب‌هاي بسيار خوبي چون جامع‌ السعادات، معراج السعاده، طهارة الاعراق ابن مسکويه و اخلاق ناصري نيز  از همين سبک پيروي شده است. فيلسوفان اخلاق نيز با تأثير گرفتن از فيلسوفان يوناني، ملاک خوبي را اعتدال و حد وسط بودن بين افراط و تفريط دانسته‌‌اند و گفته‌اند هر فضليتي محفوف به دو رذيلت است؛ مثلا شجاعت يک فضيلت است که افراط آن تهوّر و تفريط آن جُبن است. بنابراين در مقابل هر فضليتي، دو رذيلت وجود خواهد داشت. البته مي‌توان اين مطلب را اين‌گونه توجيه کرد که خداوند متعال استعدادها و قواي مختلفي در وجود انسان قرار داده است که همه از روي حکمت است؛ بنابراين هر کدام بايد در جايي اعمال شود و اگر اين گونه نباشد، لغو بوده است. گاهي ممکن است انسان براي اعمال يک قوه‌ آن قدر تلاش کند که از قوه‌هاي ديگر باز بماند، مثلا آن قدر فکر خوردن و التذاذات حيواني باشد که از مسائل عقلي باز بماند. روشن است که اين افراط در قواي حيواني مي‌شود و خلاف حکمت الهي است. خداوند عقل را نيز به انسان داده است و اگر هميشه به فکر شکم و مافوق و مادون آن باشد، ديگر نمي‌تواند به مسائل عقلي و حقايق ديگر بپردازد. بنابراين براي اين‌که از همه قوا درست استفاده شود، بايد براي هر کدام حد وسطي در نظر گرفت که مزاحم قواي ديگر و مانع کار و تکامل آن‌ها نباشد؛ اما اين حد وسط، حد وسط کمّي نيست و نمي‌توانيم مثلا درباره علم که مطلوب است اندازه‌اي فرض کنيم و اگر صد درجه براي آن فرض شود  بگوييم پنجاه درجه‌اش مطلوب است و اگر 51 درجه يا 49 درجه شد، ديگر مطلوب نيست.
 
تقسيم‌ مسايل اخلاقي طبق سليقه اسلامي
 
به نظر مي‌رسد که مي‌توان مباحث اخلاقي را به گونه‌اي ديگر تقسيم کرد که با سليقه اسلامي، ديني و قرآني مناسب‌تر باشد، به اين‌گونه که مسائل اخلاقي را به سه يا چهار بخش تقسيم کنيم؛ اول مسايلي که محور اصلي آن‌ها را ارتباط با خدا تشکيل مي‌دهد، دوم مسايلي با محور اصلي خود انسان، و سوم و چهارم مسايلي که محور اصلي آن‌ها را ارتباط با انسان‌هاي ديگر يا همه مخلوقات تشکيل مي‌دهد.(3) در سال گذشته محور بحث‌ها ارتباط با خدا بود. امسال ان‌شاءالله بخش دوم، که همان ارتباط با خود است، را موضوع بحث قرارمي‌دهيم. البته ممکن است از نظر منطقي اين بخش بر بخش گذشته مقدم باشد؛ زيرا پيش از طرح مسائلي که درباره ارتباط با خداست، بايد وجود خدا، فضيلت ارتباط با خدا و… اثبات شده باشد؛ اما ارتباط با خود طبيعي‌ترين چيزي است که براي هر انساني مطرح است و نياز زيادي به مقدمات برهاني ديگر ندارد. البته روشن است که از جهت شرافت بحث ارتباط با خدا اولي است و مقدم بر مسايل ديگر است.
 
نکته ديگري که در اين‌جا ذکر آن را ضروري مي‌دانم اين است  که اين سه بخش از مسائل اخلاقي را نمي‌توان آن چنان از هم تفکيک کرد که هيچ ارتباطي با هم پيدا نکنند. بين اين‌ سه دسته نوعي ارتباط، اتصال، مقدميت، ملازمه، يا استلزام وجود دارد. به عنوان مثال نماز با اين‌که از مسايلي است که درباره ارتباط با خداست، اما در اسلام روي نماز جماعت  بسيار تأکيد شده است و ارتباط با انسان‌هاي ديگر در آن لحاظ شده است که گاهي ثواب نماز را چندين برابر مي‌کند. بنابر برخي از روايات وقتي تعداد افراد در نماز جماعت به ده نفر برسد، فرشتگان از نوشتن ثواب آن نماز عاجز مي‌شوند. يا در خطبه نماز جمعه  بايد مسائل اجتماعي و سياسي مطرح شود و ارتباط با انسان‌ها و اقوام ديگر و چه بسا دوستان و دشمنان کشور مطرح شود. از اين‌رو در تقسيم‌بندي، براي محور صفت «اصلي»‌ را ذکر کرديم. قيد اصلي در اين تعريف بدان معناست که هر کدام از اين مسايل مي‌تواند محورهاي فرعي نيز داشته باشد و به مناسبت‌هاي بالعرضي با خلق خدا و با خود انسان ارتباط پيدا کند.
 
ريشه همه مفاسد
 
از نظر قرآن کريم ريشه همه مفاسد اخلاقي به يک چيز برمي‌گردد و در مقابل ريشه مبارزه با مفاسد اخلاقي و معالجه آن‌ها نيز يک چيز است. خداوند در آيه 179 سوره اعراف مي‌فرمايد: وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ يَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ؛ ما بسياري از جنيان و انسيان را براي جهنم پديد آورديم.  لام در جمله «وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ» براي غايت است و به اين معناست که ما بسياري از جنيان و انسان‌ها را پديد آورديم که نهايت سيرشان جهنم خواهد بود. اين‌ها کساني هستند که نيروي عقلاني، تفکر و فهم صحيح به آن‌ها داده شده، اما از آن استفاده نمي‌کنند. به آن‌ها چشم داده شده که با آن حقايق را ببينند و از آن استفاده کنند، اما در راه صحيح آن‌ها را به کار نمي‌گيرند. گوش‌هايي به آن‌ها داديم که با آن حقايق را بشنوند و از آن استفاده کنند، ولي از آن بهره نمي‌برند. نهايت‌ کار چنين کساني عذاب ابدي است. اين‌ها همانند چهارپايانند. البته چهارپايان به جهنم نمي‌روند، ولي انسان است که اگر چهارپاوار شد به جهنم مي‌رود. چهارپايان از آن‌جا که عقل ندارند، تکليف نيز ندارند. خدا چشم و گوشي به ما داده است که با آن حقايق را درک کنيم، اما حيوانات اين‌ها ندارند. وقتي ما فقط امور حسي ظاهري را ‌بينيم، همانند حيوانات مي‌شويم.  سپس مي‌فرمايد: أُوْلَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ؛ ريشه اين‌که اين‌ها همانند چهارپايان و مستحق جهنم شدند، اين است که غفلت داشتند. روز قيامت نيز به آن‌ها مي‌گويند: لَقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ(4)؛ وقتي انسان عذاب‌هاي آخرت را مي‌بيند به او مي‌گويند: اين همان چيزي است که ما بيان کرديم و حجت را برايت تمام کرديم، ولي تو در پرده غفلت بودي. اکنون آن پرده را از جلوي چشمانت برداشتيم و چشمت تيزبين است، ببين!(5)
 
آگاهي؛ لازمه انسانيت انسان
 
در قرآن روي مفاهيمي مانند غفلت، نسيان، جهل و مشابهات آن‌ها بسيار تأکيد شده است و ما انسان‌ها نيز از سر غفلتي که داريم، از اين‌ مفاهيم نيز غفلت مي‌کنيم! از اين آيات و روايات مي‌توان استفاده کرد که انسانيت انسان به اين است که غافل نشود؛  أُوْلَـئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ؛ اين‌که باعث شد اين‌ها از چهارپايان بدتر بشوند، غفلت بود. اگر بخواهيم اين‌گونه نشويم بايد ضد غفلت را دنبال کنيم. بايد کاري کنيم که کمتر به غفلت مبتلا بشويم.
 
توجيه عقلاني‌ اين مسأله اين است که اصلا انسانيت انسان، به همين آگاهي‌اش است وگرنه اين چشم حسي را حيوانات نيز دارند و همان چيزهايي که حيوان با چشم خودش مي‌بيند، ما نيز با اين چشم‌مان مي‌بينيم. منظور از اين‌که مي‌فرمايد لهم أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا، اين نيست که چشم‌شان را مي‌بندند و هيچ‌چيز نمي‌بينند. آن‌چه حيوانات حس مي‌کنند ما نيز ـ البته با فرکانس‌هاي مختلف اندکي کمتر يا بيشتر ـ درک مي‌کنيم. اين لاَّ يُبْصِرُونَ و لا يسمعون به اين معناست که آن هدفي که از اين ديدن و شنيدن است، برايشان حاصل نمي‌شود. خداوند به حيوانات چشم و گوش داده‌ است تا علفي ببينند و آن‌را بخورد، اما خداوند چشم و گوش را فقط براي اين به ما نداده است. در جهان آخرت نيز جهنميان مي‌گويند: لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ؛(6) اگر اهل شنيدن بوديم، اکنون در جهنم نبوديم. در جهنم بودن‌مان براي اين است که آن‌گونه که بايد بشنويم، نشنيديم. تفاوت اصلي انسان با حيوان در همين توجه‌، آگاهي، بيداري و هوشياري اوست.
 
مفاهيم غفلت، غرور، سکرت و مستي نقطه مقابل اين آگاهي است. خداوند در آيه 72 سوره حجر، از اين حالت تعبير به مستي مي‌کند و مي‌فرمايد: إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ. در روايات نيز همين تعبير در مورد غفلت به کار رفته است. در روايتي از اميرمؤمنان عليه‌السلام نقل شده است که فرمودند: سُكْرُ الْغَفْلَةِ وَالْغُرُورِ أَبْعَدُ إِفَاقَةً مِنْ سُكْرِ الْخُمُور؛(7) مستي‌  غفلت و غرور، ديرتر از مستي‌  شراب برطرف مي‌شود. کساني که شراب مي‌خورند، مست مي‌شوند و پس از چند ساعت کم‌کم مستي‌شان رفع مي‌شود و به حالت عادي برمي‌گردند، اما کساني که به غفلت مبتلا هستند ممکن است هشتاد سال زندگي کنند و بيدار نشوند. اين تعبيرات نشانه اين است که آن‌چه از انسان انتظار مي‌رود و او را از حيوانات جدا مي‌سازد، آگاهي است. حيوان نيز علف را مي‌بيند و مزه‌اش را مي‌چشد و آن را مي‌خورد، ولي آدميزاد بايد همه رفتارهايش با هوشياري باشد و بفهمد که چه کار مي‌کند، کيست، کجاست، کجا مي‌خواهد برود و مي‌خواهد چه کار کند. اگر انسان اين‌گونه نشد و صرفا تابع غريزه(8) شد، با حيوان تفاوتي نمي‌کند. در آيه‌اي ديگر خداوند خطاب به پيامبر صلى‌الله‌عليه‌وآله مي‌فرمايد: ذَرْهُم يَأْكُلُواْ وَيَتَمَتَّعُواْ وَيُلْهِهِمُ الأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ؛(9) خيلي وقت صرف کساني که به دنبال چيزي جز لذت‌هاي دنيا  نيستند نکن! رهايشان کن و  بگذار تا بخورند، بچرند و بازي کنند. بگذار آرزوها آن‌ها را سرگرم و غافل ‌کند!
 
 يکي ديگر از تعبيرات قرآني در اين رابطه، مفهوم لهو است. لهو انسان را سرگرم مي‌کند. مثلا وقتي انسان  برخي فيلم‌ها و سريال‌ها را تماشا يا برخي موسيقي‌ها را گوش مي‌کند غافل مي‌شود، مثل اين‌که در همان صحنه تئاتر يا فيلم است. مفهوم غفلت بسيار با لهو نزديک است. از روايات نيز استفاده مي‌شود که اصل مشکلات ما غفلت است و با آن شبيه حيوانات مي‌شويم. قرآن نيز مي‌گويد: فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ؛(10) مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ.(11)اصل بدبختي‌ها چيزهايي است که انسان را غافل مي‌کند از اين‌که بداند کجاست، چيست، چه کار مي‌کند، از کجا آمده، به کجا مي‌رود، چه خواهد شد و چه مسئوليتي دارد. اين بن‌مايه همه مفاسد است. در مقابل اگر انسان بخواهد که از اين چاه ويل نجات پيدا کند يا در اين چاه نيفتد، بايد به هوشياري، توجه، ذِکر، ذُکر، علم و معرفت پناه ببرد. اکنون سؤال مي‌شود: حال که ما الحمدلله از اين غفلت درآمده‌ايم و توجهي پيدا کرده‌ايم که بايد از غفلت دور شد، به چه چيزي بايد توجه بکنيم؟ چه غفلت‌هايي مذموم است؟ آيا هر غفلتي، در هر شرايطي، از هر کسي مذموم است يا غفلت‌هاي خاصي مذموم است و ممکن است بعضي غفلت‌ها عيبي نداشته باشد، يا لااقل موجب جهنم نشود. ان‌شاءالله در جلسات آينده به اين مباحث مي‌پردازيم. وصلي ‌الله علي محمد و آله‌الطاهرين.
 
صوت سخنرانی
 

.:اشکال در بارگذاری پخش کننده:.

AudioPlayer.embed(“audioplayer_867”,
{
soundFile: “http://www.rajanews.com/sites/default/files/content/audios/story/94-04/12/%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%20%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D9%85%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D8%AD-%20%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1%20%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85%20%D9%85%D8%B9%D8%B8%D9%85%20%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C%2093-%20%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87%20%D8%A7%D9%88%D9%84.mp3”,
titles: “سخنرانی آیت الله مصباح- دفتر مقام معظم رهبری 93- جلسه اول.mp3”,
autostart: “no”,
animation: “no”,
}
);
سخنرانی آیت الله مصباح- دفتر مقام معظم رهبری 93- جلسه اول.mp3 | دانلود فایل

 
 
****
 
صوت
 
دعای روز شانزدهم ماه مبارک رمضان
 

.:اشکال در بارگذاری پخش کننده:.

AudioPlayer.embed(“audioplayer_297”,
{
soundFile: “http://www.rajanews.com/sites/default/files/content/audios/story/94-04/12/%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C%20%D8%B1%D9%88%D8%B2%20%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85%20%D9%85%D8%A7%D9%87%20%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86.mp3”,
titles: “دعای روز شانزدهم ماه رمضان.mp3”,
autostart: “no”,
animation: “no”,
}
);
دعای روز شانزدهم ماه رمضان.mp3 | دانلود فایل

 
«اَللّهُمَّ وَفِّقْنی فیهِ لِمُوافَقَةِ الاْبْرارِ وَجَنِّبْنی فیهِ مُرافَقَةَ الاْشْرارِ وَآوِنی فیهِ بِرَحْمَتِکَ اِلی دارِ الْقَرارِ بِاِلهِیَّتِکَ»
 
خدایا موفقم دار در این ماه به همراهی کردن با نیکان و دورم دار در آن از رفاقت با اشرار و جایم ده در آن به وسیله رحمت خود به خانه قرار و آرامش به معبودیت خود ای معبود جهانیان!
 

 
****
 
شرح دعای روز شانزدهم ماه مبارک رمضان از آیت الله مجتهدی
 
«اَللّهُمَّ وَفِّقْنی فیهِ لِمُوافَقَةِ الاْبْرارِ»
 
خدایا کاری کن که من با افراد خوب موافقت کنم. مثلاً اگر در جایی رأی‌گیری است. اگر شخصی خوب است با او موافقت کنم و اگر بد است، به او رأی ندهم و در انتخابات ریاست جمهوری و مجلس به افراد خوب رأی بدهم. در رأی‌گیری نگاه کنیم ببینیم چه کسی آدم خوبی است و خدمت خدا می‌کند به او رأی دهم، نه به آنهایی که به ما قول پست و مقام داده‌اند.
 
«وَجَنِّبْنی فیهِ مُرافَقَةَ الاْشْرارِ»
 
خدایا کاری کن من با بدها رفیق نشوم. جوان‌ با الوات حتی اگر پسر عمویش باشد رفاقت نکند. حال چون «رحم» ‌است، سلام و احوالپرسی کند؛ اما رفاقت نکند. نمی‌شود قطع «رحم» کرد اما از متدینین رفیق انتخاب کنید.
 
حواریون به حضرت مسیح (ع) گفتند که ما به چه کسانی رفاقت کنیم و حضرت مسیح فرمود: با 3 نفر، اول کسی که نگاه به او تو را به یاد خدا بیندازد. دوم کسی که حرف می‌زند علم شما را زیاد می‌کند. سوم کسی که با عملش رغبت شما به آخرت را زیاد کنید.
 
هر کسی انسان را یاد خدا نمی‌اندازد و حتی هر عالمی هم یاد خدا را زنده نمی‌کند. از امام صادق (ع) سؤال کردند که آیا اینکه نگاه کردن به عالم عبادت است، صحت دارد؟ و امام در پاسخ فرمودند که کلیت ندارد. نگاه کردن به صورت عالمی عبادت است که تو را به یاد خدا بیندازد.
 
حدیث داریم که پیش هر عالمی ننشینید مگر اینکه شما را از چند چیز به چند چیز دعوت کند؛ از شک به یقین، از ریاکاری به اخلاص، از رغبت به دنیا به زهد در دنیا.
 
با کسی نشست و برخاست کنید که دارای علم باشد و در مباحثه‌ها چیزی به شما بیاموزد و با کسی مجالست و مباحثت کنید که دارای علم باشد و در مباحثه‌ها چیزی به شما بیاموزد و مجالست و مباحثت با کسی که سواد ندارد بی‌فایده است. با کسی که علم می‌داند ولو اگر عمامه ندارد گفت‌وگو و رفاقت کنید.
 
رفاقت با کسی که اهل عبادت و مستجاب است را سفارش می‌کنم. کسی که اهل نماز شب، زیارت، دعا و انجام مستحبات است.
 
«وَآوِنی فیهِ بِرَحْمَتِکَ اِلی دارِ الْقَرارِ بِاِلهِیَّتِکَ»
 
خدایا به رحمت خودت من را در بهشت جای بده. به خدایی خودت. از خدا می‌خواهیم که به حق خدایی خودش، ما را در بهشت جای بده.
 
****
 
صوت: جزء خوانی قرآن کریم 
 
ترتیل جزء شانزدهم قرآن کریم با صدای استاد پرهیزگار

.:اشکال در بارگذاری پخش کننده:.

AudioPlayer.embed(“audioplayer_296”,
{
soundFile: “http://www.rajanews.com/sites/default/files/content/audios/story/94-04/12/%D8%AA%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D9%84%20%D8%AC%D8%B2%D8%A1%20%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85%20-%20%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%20%D9%BE%D8%B1%D9%87%DB%8C%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1.mp3”,
titles: “ترتیل جزء شانزدهم – استاد پرهیزگار.mp3”,
autostart: “no”,
animation: “no”,
}
);
ترتیل جزء شانزدهم – استاد پرهیزگار.mp3 | دانلود فایل

 

متن قرآن کریم 
 
برای مشاهده متن قرآن کریم اینجا را کلیک نمایید.
 
****

منبع  : رجا نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *