خوانشی بینامتنی از «بدنام» بر پایه نمایشنامه «سیرانو دو برژراک»
ارجاع به «سیرانو دو برژراک» در خوانش «بدنام» راهی است برای فهم یکی از مهمترین لایههای سریال، اینکه عشق در این جهان، بیش از آنکه به وصال برسد، در سکوت و حذفِ خود آشکار میشود. اگر مردانِ «بدنام» اغلب عشق را در قالب تملک، رقابت یا بحران هویت تجربه میکنند، بیتا تنها شخصیتی است که آن را در شکل کلاسیکتر و درعینحال تراژیکترش زیست میکند.
روایتی از عشق، فداکاری و رنج آگاهانه کنار ایستادن؛
خوانشی بینامتنی از «بدنام» بر پایه نمایشنامه «سیرانو دو برژراک»
ارجاع به «سیرانو دو برژراک» در خوانش «بدنام» راهی است برای فهم یکی از مهمترین لایههای سریال، اینکه عشق در این جهان، بیش از آنکه به وصال برسد، در سکوت و حذفِ خود آشکار میشود. اگر مردانِ «بدنام» اغلب عشق را در قالب تملک، رقابت یا بحران هویت تجربه میکنند، بیتا تنها شخصیتی است که آن را در شکل کلاسیکتر و درعینحال تراژیکترش زیست میکند.
سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ «سیرانو دو برژراک» نوشته ادمون روستان، یکی از غمانگیزترین و در عین حال نجیبترین روایتهای عشق در تاریخ ادبیات است. این داستان تجسم ایثار مطلق است؛ جایی که یک مرد، خوشبختی معشوقش را به بهای نابودی قلب خودش ترجیح میدهد.
سیرانو شاعری باهوش، شمشیربازی جسور و مردی صاحبزبان است که تنها یک چیز او را از ابراز عشقش به روکسان بازمیدارد؛ احساس نقص و زشتی، بهویژه بینی بزرگ و نامتعارفش.