شب به نیمه نزدیک می شد که بهزاد مرا به منزلمان بازگرداند اما من حال طبیعی نداشتم و احساس می کردم همه این صحنه ها که در باغ رخ داد کابوسی بیش نبوده است.

به گزارش رکنا، دختر 19 ساله در حالی که با نگرانی و وحشت وارد کلانتری شده بود، با نشان دادن آثار هولناک کتک کاری های خواستگارش به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری آبکوه مشهد گفت: حدود دو سال قبل جوانی به نام «بهزاد» که مدعی بود روزهای زیادی مرا در مسیر مدرسه تعقیب کرده است، به خواستگاری ام آمد اما خانواده ام به دلیل این که کار و کسبی نداشت و بیکار بود، با ازدواجمان مخالفت کردند اما از آن روز به بعد مزاحمت های خانواده بهزاد شروع شد.
