خوابم بشد از دیده در این فکر جگرسوز/ نقد «سوره سینما» بر «بادیگارد»-۱

به نظر شعاری می‌رسد؟ روی کاغذ شاید. اما در خود فیلم چنین چیزی دیده نمی‌شود. به‌خاطر این‌که اولین چیزی که برای فیلم اهمیت داشته «شخصیت» حیدر بوده است.

به نظر شعاری می‌رسد؟ روی کاغذ شاید. اما در خود فیلم چنین چیزی دیده نمی‌شود. به‌خاطر این‌که اولین چیزی که برای فیلم اهمیت داشته «شخصیت» حیدر بوده است.

سوره سینما– حسین ساعی‌منش: حیدر شک کرده. اعتمادش را به همه‌چیز و همه‌کس از دست داده. نمی‌تواند بخوابد. تمام این مدت را برای سیستمی کار کرده و حالا نسبت به خود همان سیستم مردد و بدبین شده. تمام گذشته‌اش را زیر سوال می‌بیند. سوالی که خودش برای خودش ایجاد کرده. سوال اما صرفا مشغولیت ذهنی ایجاد نکرده. در همه ابعاد، زندگی حیدر را به هم ریخته. نقطه عطف دوران کاری‌اش را رقم زده: این‌که دکتر را هنگام انفجار بمب سپر خودش کرده. چنین حرکتی را نه می‌توان خیانت نامید و نه می‌توان حتی «اشتباه» قلمداد کرد. این، حاصل طبیعی همان شک است. شکی که در این سال‌ها در وجود حیدر ریشه دوانده و در همه‌چیزش (از رفتارها و حرف‌ها گرفته تا لحن و نگاهش) رخنه کرده و حالا دارد جانش را می‌خورد. دیگر نمی‌داند چرا باید جان خودش را برای محافظت از افرادی که بهشان اعتقاد ندارد، کف دست بگیرد. صرفا یک نیروی مکانیکی و حرفه‌ای او را پیش می‌برد؛ چیزی که باعث می‌شود تروریست را بشناسد، وقتی فهمید دارد علامت می‌دهد گلوله را در سرش بنشاند و هنگامی که بمب منفجر شد دستش را جلوی گردن دکتر بگیرد و ترسی نداشته باشد که ترکش به جای گلوی او دست خودش را مجروح کند، اما از این جلوتر نمی‌رود. آن نیرویی که باعث می‌شود خودش را فدای دیگری کند، این‌جا غایب است. چون شک، اعتقاد قلبی‌اش را زائل کرده. همان شکی که در همه ابعاد تحت تاثیرش قرار داده و معلوم نیست از کی سروکله‌اش پیدا شده. و حالا که مهلت بروز پیدا کرده آرام و قرار حیدر را گرفته. دیگر راحت نیست. نمی‌تواند بخوابد. می‌ترسد. از این‌که محافظ معتقد و جان‌برکف سال‌های دور، در پرتگاه هولناکی سقوط کند که همواره از آن دوری می‌کرده؛ و انگار از این خطر مخوف که همواره تهدیدش می‌کند، راه گریزی نیست: خطر تبدیل محافظ جان‌برکف سال‌های دور به بادیگارد.

***

منبع  : سوره سینما

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *