خط بطلانی که باید بر اعتماد به غرب کشید

تاریخچه تعامل ایران با غرب نشان می‌دهد سابقه بدعهدی و در نتیجه بی‌اعتباری غرب تنها معطوف به دوران بعد از انقلاب نیست و پیش از آن نیز غرب هر کجا نیاز به تغییر تعهد در خود دیده، فوراً تمام تعهداتش را زیر پا گذاشته است. نتیجه این تغییرات هم چیزی جز پیامد‌های ناگوار و تحمیل خسار‌ت‌های بنیادین به کشور نبوده است. 

تاریخ انتشار: ۲۴ شهريور ۱۴۰۴ – ۰۵:۴۰

تاریخچه تعامل ایران با غرب نشان می‌دهد سابقه بدعهدی و در نتیجه بی‌اعتباری غرب تنها معطوف به دوران بعد از انقلاب نیست و پیش از آن نیز غرب هر کجا نیاز به تغییر تعهد در خود دیده، فوراً تمام تعهداتش را زیر پا گذاشته است. نتیجه این تغییرات هم چیزی جز پیامد‌های ناگوار و تحمیل خسار‌ت‌های بنیادین به کشور نبوده است. 

جوان آنلاین: تاریخچه تعامل ایران با غرب نشان می‌دهد سابقه بدعهدی و در نتیجه بی‌اعتباری غرب تنها معطوف به دوران بعد از انقلاب نیست و پیش از آن نیز غرب هر کجا نیاز به تغییر تعهد در خود دیده، فوراً تمام تعهداتش را زیر پا گذاشته است. نتیجه این تغییرات هم چیزی جز پیامد‌های ناگوار و تحمیل خسار‌ت‌های بنیادین به کشور نبوده است.

در دوران مشروطه، به دلیل نفوذ روشنفکران غرب‌گرا، نهضت مشروطه از مسیر اصلی خود منحرف شد و به دیکتاتوری رضاخان انجامید، در واقع با دسیسه‌چینی و حذف علما از مشروطه، روشنفکران غرب‌گرا آزادانه و با حمایت مستقیم انگلستان فضا را به دست گرفتند. تقلید افراطی و مبتذل از تمدن غربی، اعتماد آنان به استعمار، حمله به ساحت دین و علما و عدم تکیه بر مردم، باعث شد نهضت مشروطه و امید‌های بسیار آن روز‌ها به نجات کشور از استعمار و استبداد، به شکست مشروطه منجر شود.

یکی دیگر از مصادیق ماجرای کودتای ۲۸مرداد۱۳۳۲ است. مصدق با اعتماد به امریکا، برای رهایی از سلطه انگلیس به این کشور نزدیک شد، اما امریکا با پشتیبانی از کودتا، او را سرنگون کرد.

در دهه‌های اخیر نیز نمونه عینی و ملموس برجام مؤثرترین و خسارت بارترین توافقی بود که بر اساس اعتماد به غرب و ضمانت‌های امریکا بنا شد. توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ با وعده لغو تحریم‌ها انجام، اما امریکا یک‌جانبه از آن خارج شد و تحریم‌های شدیدتری را در قالب فشار حداکثری اعمال کرد، اما این همه ماجرا نبود، حملات رژیم‌صهیونیستی با هماهنگی و همدستی امریکا به ایران، درست در میانه مذاکرات، خط بطلانی بر اعتماد به غرب کشید، زیرا این حمله با رضایت ضمنی غرب همراه بود و نشان داد غرب به جای گفت‌و‌گو، تنها زبان زور را به کار می‌گیرد. برخلاف ادعا‌هایی که مقامات غربی در مورد لزوم به کارگیری دیپلماسی برای کاهش تنش‌ها با ایران دارند، اما عملکردشان نشان داد دیپلماسی تنها ابزار فشار ثانویه برای نیل به اهداف‌شان است. تهدید به فعال‌سازی مکانیسم ماشه بعد از جنگ ۱۲ روزه امریکا علیه ایران، مؤید رویکرد جدید اروپاست. در حقیقت اروپا به نمایندگی امریکا تلاش می‌کند با اعمال شرایط نشدنی با ادعای عدم‌فعال‌سازی ماشه، زمینه توافقی مانند برجام را مهیا کند.

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *