
۳ خرداد سال ۱۳۶۱ هجری شمسی یکی از رخدادهای مهمِ دفاع مقدس به وقوع پیوست و خرمشهر پس از ۵۷۸ روز اشغال توسط ارتش حزب بعث عراق بهدست رزمندگان جان بر کف کشورمان آزاد شد.
امامخمینی رحمه الله علیه ۳ خرداد ۱۳۶۱ در پیام تجلیل از رزمندگان اسلام و تبریک فتح خرمشهر گفتند: با تشکر از تلگرافاتی که در فتح خرمشهر به اینجانب شده است، سپاس بیحد بر خداوند قادر که کشور اسلامی و رزمندگان متعهد و فداکار آن را مورد عنایت و حمایت خویش قرار داد و نصر بزرگ خود را نصیب ما فرمود. اینجانب با یقین به آنکه مَا النَّصْرُ إلّامِنْ عِندِاللهِ از فرزندان اسلام و قوای سلحشور مسلح، که دست قدرت حق از آستین آنان بیرون آمد و کشور بقیة الله الاعظم – ارواحنا لمقدمه الفداء – را از چنگ گرگان آدمخوار که آلتهایی در دست ابرقدرتان خصوصاً امریکای جهانخوارند بیرون آورد و ندای «الله اکبر» را در خرمشهر عزیز طنینر در واقع هیچ نیروی مسلّحی نداشت؛ نه که صد و بیست هزار نداشت بلکه دههزار، پنج هزار هم نداشت. چند تانک تعمیریِ از کار افتاده را مرحوم شهید «اقاربپرست» – که افسر ارتشی بسیار متعهّدی بود- از خسروآباد به خرمشهر آورده بود، تعمیر کرد. (البته این مال بعد است. در قسمت اصلیِ خرمشهر که نیرویی نبود). محمّد جهانآرا و دیگر جوانان ما در مقابل نیروهای مهاجم عراقی- یک لشکر مجهّز زرهی عراقی با یک تیپ نیروی مخصوص و با نود قبضه توپ که شب و روز روی خرمشهر میبارید- سی و پنج روز مقاومت کردند. همانطور که روی بغداد موشک میزدند، خمپارهها و توپهای سنگین در خرمشهر روی خانههای مردم مرتّب میباریدند. بااینحال جوانان ما سی و پنج روز مقاومت کردند؛ اما بغداد سه روزه تسلیم شد! ملت ایران! به این جوانان و رزمندگانتان افتخار کنید. بعد هم که میخواستند خرمشهر را تحویل بگیرند، دوباره سپاه و ارتش و بسیج با نیرویی بهمراتب کمتر از نیروی عراقی رفتند خرمشهر را محاصره کردند و حدود پانزده هزار اسیر در یکی دو روز از عراقیها گرفتند. جنگ تحمیلی هشتسالهی ما، داستان عبرتآموز عجیبیاست. من نمیدانم چرا بعضیها در ارائهی مسائل افتخارآمیز دوران جنگ تحمیلی کوتاهی میکنند.
