به گزارش خبرنگار آنا، صبح شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴، همزمان با آغاز حملات رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران، مدرسه شجره طیبه در شهر میناب نیز هدف حمله قرار گرفت؛ حملهای که در زمانی رخ داد که بخشی از دانشآموزان هنوز در مدرسه حضور داشتند و شماری از والدین نیز برای تحویل گرفتن فرزندان خود به مدرسه مراجعه کرده بودند. در نتیجه این حمله، 168 نفر از جمله دانشآموزان، معلمان، کارکنان مدرسه و تعدادی از والدین جان خود را از دست دادند و دهها نفر دیگر نیز مجروح شدند. حادثه مدرسه شجره طیبه خیلی زود به یکی از مهمترین پروندههای انسانی جنگ ۴۰ روزه تبدیل شد؛ نه فقط به دلیل شمار بالای قربانیان، بلکه به این دلیل که یک مرکز آموزشی در جریان درگیریهای نظامی هدف قرار گرفته بود.
با پایان عملیات امدادرسانی و آواربرداری، توجهها از ابعاد نظامی حادثه به پیامدهای انسانی آن معطوف شد. خانوادههایی که عزیزان خود را از دست داده بودند، کودکانی که شاهد این حمله بودند، دانشآموزانی که همکلاسیهای خود را از دست دادند و معلمانی که از این حادثه جان سالم به در بردند، هر کدام با پیامدهایی روبهرو شدند که رسیدگی به آنها تنها با درمان آسیبهای جسمی امکانپذیر نبود. تجربه جنگها در نقاط مختلف جهان نیز نشان میدهد که آثار روانی چنین حوادثی معمولاً در هفتهها و ماههای بعد از بحران آشکار میشود و به همین دلیل، حمایتهای روانی و اجتماعی بخشی جداییناپذیر از فرآیند بازتوانی آسیبدیدگان محسوب میشود.
در همین راستا، پس از حادثه مدرسه شجره طیبه، دستگاههای مختلف از جمله سازمان بهزیستی، وزارت بهداشت، آموزش و پرورش و تشکلهای مردمی برای ارائه خدمات حمایتی وارد عمل شدند. با این حال، نحوه هماهنگی میان این دستگاهها، میزان اثربخشی خدمات و وضعیت کنونی سلامت روان بازماندگان، از جمله پرسشهایی است که همچنان درباره این حادثه مطرح میشود. سید حسن موسوی چلک، معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور، در گفتوگو با خبرنگار آنا به تشریح اقدامات این سازمان، چالشهای مدیریت خدمات روانی و اجتماعی و وضعیت حمایت از آسیبدیدگان حادثه مدرسه شجره طیبه پرداخته است.
