حتی با صرف تمام درآمد خانوار برای خرید خانه، دوره انتظار به ۹ سال کاهش مییابد، اما این فرض رویایی در شرایط واقعی اقتصادی دوام نمیآورد. تورم، هزینههای جاری و نوسانات بازار مسکن، موجب شدهاند تا میانگین زمان واقعی انتظار برای خانهدارشدن در ایران به عددی نگرانکننده یعنی ۲۷سال برسد. این داده، نمادی از بحرانی خاموش در جامعه است که اگر فکری به حال آن نشود، شکاف طبقاتی را تشدید و امنیت روانی شهروندان را تهدید خواهد کرد
جوان آنلاین: دوره انتظار برای خانهدارشدن در کشورمان به ۲۷سال رسیده است. آن هم به شرطی که خانوار هیچ هزینهای جز مسکن نداشته باشد. در واقع اگر خانوادهای بخواهد همه درآمد خود را صرف خرید خانه کند، این دوره به ۹سال میرسد. هرچند ساخت ۵۰۰هزار واحد از نهضت ملی مسکن شروع شده و دولت چهاردهم نیز ساخت ۱۱۰هزار واحد دیگر را کلید زده است، اما همچنان عطش بازار و شکاف عرضه و تقاضا به قوت خود باقی مانده است. هیچ چیز مانند نداشتن سقف، طعم بیخانمانی را در جان آدمی نمیریزد. در روزگاری که خانه از یک نیاز اولیه به کالایی سرمایهای تبدیل شده، مردم نه برای رفاه که برای بقا میجنگند. واقعیت سختتر از این اعداد است. با هزینههای جاری و تورم افسارگسیخته، میانگین واقعی انتظار برای خانهدار شدن به ۲۷سال رسیده است. در چنین شرایطی حتی جهشهای آماری در صدور پروانههای ساختمانی نیز نتوانسته امید را به بازار مسکن بازگرداند. دولت چهاردهم وعده ساخت ۱۱۰هزار واحد جدید را داده است، اما آیا این مسکنها به مقصد نیازمندان واقعی خواهد رسید؟
خانه، هنوز رؤیایی ناتمام است. در روزگاری که اجارهخانه به کابوسی ماهانه تبدیل شده، خرید خانه دیگر تنها از جنس آرزو نیست، بلکه از جنس رؤیای گمشدهای است که مردم درپی آن فرسوده میشوند. تازهترین آمارهای ارائهشده از سوی حبیبالله طاهرخانی، معاون وزیر راه، تصویری دقیقتر از این وضعیت به دست میدهد. به گفته وی، در قالب طرح نهضت ملی مسکن تا کنون حدود ۸۴۰هزارنفر ثبتنام کردهاند. از این میزان، عملیات ساخت ۵۰۰هزار واحد آغاز شده و در ادامه، دولت چهاردهم نیز با آغاز ساخت ۱۱۰هزار واحد جدید وارد میدان شده است. افزایش صدور پروانههای ساختمانی از ۴۹۰هزار واحد به حدود ۶۲۰هزار واحد در مدت کوتاهی، نشانهای از تحرک در بخش ساختوساز است، اما واقعیت این است که شکاف عمیق میان توان مالی خانوار و قیمت مسکن، همچنان حلنشده باقی مانده است.
زنگ خطر برای دهکهای پایین
دهکهای پایین درآمدی اولین قربانیان این شکاف عمیقاند. سیاستهای حمایتی که باید با هدفگذاری دقیق به این گروهها برسد، گاهی با موانع اداری، مالی و فنی مسیر را دشوار میکنند. حتی اگر پروژهها روی کاغذ پیش بروند، عملیاتیشدن آنها و تبدیلشدن به سقف واقعی برای خانوادهها، با چالشهایی، چون تأمین زمین، زیرساخت و منابع مالی روبهروست. در بسیاری از شهرها، پروژههای نهضت ملی با سرعت مطلوب پیش نمیرود. معوقات پیمانکاران، دشواریهای تأمین مصالح، و نبود برنامه جامع بهرهبرداری، همگی سبب شده تا روند خانهدارشدن کندتر از وعدهها پیش برود.
