
به گزارش سرویس دین و مذهب ساعدنیوز، در محفلی که انتظار میرفت روضهای جانسوز برپا باشد، حاجآقا واعظ موسوی با یک خاطرهی “بسیار خنده دار” همه را غافلگیر کرد. خلاصه ماجرا از این قرار است که حاجآقا در یک منبر، چند مهمانِ عزیز از کشور کویت داشتند و برای اینکه حوصلهشان سر نرود، هر 10 دقیقه، یک دقیقه عربی صحبت میکردند. همین خوشرفتاری باعث شد که در پایان مجلس، صاحبمجلس به رسمِ احترام، یک جلد قرآن به حاجآقا هدیه میدهد. حاجآقا که همانجا مشغول اقامهی نماز جماعت بودند، با مشاهدهی یک پسر بچهی مکبّر که برای اولینبار مکبّری میکرد، قرآنِ اهدایی را به عنوان هدیه به آن کودک میدهند.
مدتی بعد، پدرِ همان کودک با حجت الاسلام موسوی واعظ تماس میگیرند و با اصرار میگویند: «حاجآقا، زندگیِ ما بعد از آن هدیه متحول شده!»
تا حالا برای شما هم پیش آمده که ناخواسته از یک هدیه بزرگ محروم شوید؟ خاطرهتان را تعریف کنید.
