خاطره خنده‌دار حاج‌ آقا موسوی واعظ در نماز جماعت و مرد سیب زمینی فروش؛ فکر کردم داعش بمب گذاشته، نگو صدای…🤣

ساعدنیوز: حاج آقا موسوی واعظ در بخشی از سخنرانی خود از خاطره شنیدنی خود در نماز جماعت و مرد سیب زمینی فروش چاق می گوید که آخر خندست.

خاطره خنده‌دار حاج‌ آقا موسوی واعظ در نماز جماعت و مرد سیب زمینی فروش؛ فکر کردم داعش بمب گذاشته، نگو صدای...🤣

ساعدنیوز: حاج آقا موسوی واعظ در بخشی از سخنرانی خود از خاطره شنیدنی خود در نماز جماعت و مرد سیب زمینی فروش چاق می گوید که آخر خندست.

به گزارش سرویس دین و مذهب ساعدنیوز، تصور کن وسط نماز جماعتی و فضا کاملاً جدی و معنویه؛ همه رفتن رکوع و سکوتِ مطلق همه‌جا رو گرفته. حاج‌آقا موسوی واعظ هم امام جماعته و از اون سیدهاییه که اگه کسی بی‌موقع «یاالله» بگه، لِج می‌کنه و زود بلند میشه! اما اون شب توی یکی از مساجد قم، یه اتفاقی افتاد که کلِ مسجد از خنده منفجر شد.

ماجرا از این قرار بود که یه بنده خدایی که از قضا خیلی هم چاق و هیکلی بود، نفس‌زنان خودش رو میرسونه دم در مسجد. از همون بیرون با یه صدای دو رگه و بلند داد می‌زنه:

حالا نوبت شماست؛ تو قسمت کامنت‌ها از سوتی‌های خنده‌دارتون بگید! تا حالا شده وسط یه جای سخت و جدی خنده‌تون بگیره؟ چطوری ماجرا رو ماست‌مالی کردید؟!

منبع  : ساعد نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *