
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، به مناسبت سالگرد رحلت امام خمینی (ره)، گزیدهای از خاطرات امام شهید درباره رهبر کبیر انقلاب را بازخوانی میکند.
از کی به فکر حکومت اسلامی افتادید؟
بنابر روایت فارس: «ما مبارزهی خود را برای اسلام و خدا شروع کردیم و قصد قدرتطلبی و قبضه کردن حکومت را هم نداشتیم. چندین بار از امام عزیزمان(اعلیاللَّه کلمته) پرسیده بودم که شما از چه زمانی به فکر ایجاد حکومت اسلامی افتادید، و آیا قبل از آن چنین تصمیمی داشتید؟ این پرسش بهخاطر آن بود که در سال ۱۳۴۷، درسهای «ولایتفقیه» ایشان در نجف شروع شده بود و ۴۸ نوار از آن درسها نیز به ایران آمده بود. ایشان گفتند: درست یادم نیست که از چه تاریخی مسألهی حکومت برایمان مطرح شد؛ اما از اول به فکر بودیم ببینیم چه چیزی تکلیف ماست، به همان عمل کنیم؛ و آنچه که پیش آمد، به خواست خداوند متعال بود.» ۱۳۶۸/۴/۲۰
من از همه شما اولی به خسته شدنم
«یک شرط برای مفیدبودن، احساس مسؤولیت است. در او در راه اسلام دنبالش راه افتادند، که همه ما، بنده و شما هم همینطور هستیم. اگر ما از این راه منصرف و منحرف شویم، خودمان ضرر میکنیم؛ اما این حرکت و جریان راه افتاده و متوقفشدنی نیست. حقیقتاً نظام اسلامی به ما و امثال من و شما وابسته نیست. امام یکوقت میفرمود: «نظام اسلامی به من وابسته نیست!» ما واقعاً تعجّب میکردیم، چون امام خالقِ این انقلاب و در واقع پدیدآورنده این نظام بود و واقعاً تفکیک بین بقای امام و بقای نظام هم برای ما مشکل بود؛ اما امام قُرص و محکم میگفت نخیر، نظام اسلامی به من وابسته نیست. حالا وقتی امامِ با آن عظمت، وجودش ملازم با وجود نظام نباشد و با نبودن او این مردم انقلاب و اسلام را حفظ کنند، دیگر امثال من چه جای حرفزدن دارند که بگوییم اسلام و نظام به من وابسته است! نه؛ صدها نفر از قبیل ما باید قربان اسلام شویم؛ جانمان، مالمان، آبرویمان را بدهیم تا نظام اسلامی بماند و پایههای آن استوار شود.» ۱۳۸۲/۳/۷
