حمایت از تولید جامعه محلی یکی از اقداماتی است که بومگردیها در آن نقش مهمی دارند، مثلاً افرادی که در مشاغل خانگی و تولید صنایعدستی فعال هستند، لزوماً نباید محلی برای فروش یا یک بومگردی داشته باشند و خانه بومگردی میتواند این نقش را ایفا کند. پس بومگردیها میتوانند محلی برای عرضه محصولات بومی محلی باشند
جوان آنلاین: زندگی بومگردی وابسته به مسافر نیست بلکه به سبک زندگی وابسته است و اگر مسافر هم نباشد، حیات بومگردی از بین نمیرود بلکه همچنان نبض بومگردی میزند و زندگی در او جریان دارد. پدر بومگردی ایران که با ریش و موهای بلند و جوگندمیاش، با پیراهنهای بلند و محلی در یک روستای خالی از سکنه داستان بومگردی ایران را شروع کرده است و امروز ساربان شترهای بیابانگرد شده، هنرمند سفالگری است که با همسرش تصمیم به برگشتن از تهران به روستای پدری میگیرد. روستای گرمه که در دل کویر داغ قرار گرفته با جمعیتی بسیار کم، آغوش خود را به روی مازیار باز میکند. با همسرش به روستا برمیگردد و تصمیم میگیرد روستای پدریاش را احیا کند و نگذارد مهاجرت روستاییان و خاموشی چراغ خانهها سرانجام آنجا شود. خانه تاریخی پدری را به محلی برای اقامت تبدیل میکند و اولین بومگردی ایران را راه میاندازد. داستان مازیار به بیش از یک دهه گذشته برمیگردد؛ وقتی ماجرای بومگردی آغاز میشود و پس از آن تاکنون ۳ هزارو ۵۰۰ خانه بومگردی با تقلید و الگوبرداری از او راه افتادند که هر کدام داستان خودشان را دارند. مسئله بومگردیها چیزی فراتر از یک اقامت و پذیرایی ساده بوده چراکه مقوله فرهنگ و سبک زندگی بومی، اصلی است که ریشه در اندیشه راهاندازی بومگردیها داشته است. سراغ مازیارآلداود رفتیم و از او در مورد بومگردیها و تأثیر آنها پرسیدیم.
امروزه سایه اقتصاد روی بومگردیها افتاده است، در عین حال با نبود گردشگر افراد از حرکت در این مسیر ایستادهاند، چطور با وجود اثرگذاری مقوله مهم اقتصاد در مسیر فرهنگ با محور بومگردی میتوان فعالیت کرد؟
بومگردی در اصل مربوط به شخصی است که مثلاً در یک روستایی از کشور زندگی میکند، کشاورزی دارد و چرخه زندگیاش را با مقولههایی مانند کشاورزی و دامداری میگرداند، حالا تصمیم به ایجاد یک بومگردی گرفته پس بخشی از خانهاش را برای پذیرایی از مهمان آماده میکند. این چرخه زندگی سالم و درآمدی که از آن تأمین میشود، در واقع اقتصاد یک بومگردی را شامل شده است. خب فردی که در این مسیر فعالیت میکرده و فقط بخشی از زندگی خود را به مهمان اختصاص داده، در شرایط کنونی که گردشگر کم شده است، آسیب چندانی نمیبیند چراکه اقتصاد و معیشت او در واقع از طریق کشاورزی و اقتصادهایی مانند تولید محصولات صنایع دستی و سوغات بوده است، اما فردی که سرمایه هنگفتی را برای ایجاد یک بومگردی اختصاص داده است، در این شرایط نبود گردشگر آسیب خواهد دید و او آسیبپذیرتر است، چون در حقیقت از اصالت بومگردی دور شده است. باید اینطور ترسیم کنم که زندگی بومگردی وابسته به مسافر نیست بلکه به سبک زندگی است و اگر مسافر هم نباشد حیات بومگردی از بین نمیرود بلکه همچنان نبض بومگردی میزند و زندگی در او جریان دارد.
آیا در این زمینه مصداقی میتوانید داشته باشید؟
