در جهان امروز که رقابت میان کشورها در حوزههای اقتصادی، علمی و فناوری با سرعت بیسابقهای در حال افزایش است
جوان آنلاین: در جهان امروز که رقابت میان کشورها در حوزههای اقتصادی، علمی و فناوری با سرعت بیسابقهای در حال افزایش است، موضوع رهبری راهبردی و مدیریت کلان بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. تجربه بسیاری از کشورها نشان میدهد که پیشرفت پایدار تنها با وجود منابع طبیعی یا ظرفیتهای اقتصادی به دست نمیآید، بلکه نیازمند نوعی هدایت هوشمندانه است که بتواند مسیر حرکت یک کشور را در بلندمدت مشخص کند و میان بخشهای مختلف آن هماهنگی ایجاد نماید. در واقع، رهبری در سطح کلان به معنای اداره امور روزمره نیست، بلکه به ترسیم افقهای آینده، ایجاد انسجام در سیاستها و بهرهگیری مؤثر از ظرفیتهای انسانی و سرزمینی مربوط میشود. برای بررسی ابعاد مختلف این موضوع، با دکتر تورج حاجی رحیمیان، دکترای مدیریت حکمرانی گفتوگو کردهایم. او در این گفتوگو از نقش رهبری راهبردی در هدایت کشورها، اهمیت هماهنگی میان سیاستها و اجرا، ضرورت توجه به ظرفیتهای منطقهای و همچنین نقش مدیران و نخبگان در تحقق چشماندازهای ملی سخن میگوید.
در نظامهای مدیریتی کلان، وقتی از «رهبری» سخن گفته میشود دقیقاً منظور چیست؟ آیا صرفاً اداره امور جاری کشور مدنظر است؟
سطح کلان، رهبری بیش از آنکه به مدیریت امور روزمره مربوط باشد، به تعیین مسیر و ترسیم آینده کشور ارتباط پیدا میکند. رهبران در چنین سطحی مانند قطبنمایی هستند که جهت حرکت را مشخص میکنند و اجازه نمیدهند کشور در میان تحولات پیچیده جهانی مسیر خود را گم کند. در واقع وظیفه اصلی رهبری راهبردی این است که افقهای بلندمدت را مشخص کند و چارچوبی فراهم آورد که همه نهادها و بخشهای مختلف بتوانند در یک مسیر مشترک حرکت کنند.
یکی از کارکردهای مهم رهبری کلان، تعیین اهداف بلندمدت برای کشور عنوان میشود. این اهداف معمولاً چه حوزههایی را در بر میگیرند؟
اهداف بلندمدت معمولاً طیفی از موضوعات اساسی را شامل میشوند. توسعه اقتصادی، پیشرفت علمی و فناوری، افزایش رفاه عمومی، تقویت هویت فرهنگی و ارتقای جایگاه بینالمللی کشور از جمله مهمترین این اهداف هستند. تحقق چنین اهدافی نیازمند نگاه بلندمدت و برنامهریزی راهبردی است. اگر چنین نگاهی وجود نداشته باشد، سیاستها معمولاً کوتاهمدت و پراکنده میشوند و دستگاههای مختلف هر کدام در مسیرهای جداگانهای حرکت میکنند.
رهبری در سطح کلان چه نقشی در ایجاد ثبات و انسجام در ساختار مدیریتی کشورها دارد؟
در بسیاری از کشورها نهادهای اجرایی، تقنینی و مدیریتی متعددی فعالیت میکنند و هر یک مأموریتها و دیدگاههای خاص خود را دارند. اگر میان این بخشها هماهنگی وجود نداشته باشد، انرژی و منابع کشور ممکن است در مسیرهای متعارض مصرف شود. رهبری کلان با ارائه چشمانداز مشترک و سیاستهای کلی میتواند این نیروهای پراکنده را در یک جهت واحد قرار دهد و نوعی انسجام در حرکت ملی ایجاد کند.
علاوه بر جنبه مدیریتی، آیا رهبری در سطح ملی میتواند نقشی الهامبخش نیز داشته باشد؟
بله، این موضوع بسیار مهم است. رهبران موفق نه تنها مدیران اجرایی را هدایت میکنند، بلکه میتوانند در جامعه نیز انگیزه و امید به وجود بیاورند. زمانی که مردم احساس کنند مسیر روشنی پیش روی کشور قرار دارد و اهداف ملی دستیافتنی هستند، مشارکت اجتماعی در توسعه افزایش مییابد و سرمایه اجتماعی تقویت میشود.
