از تهران تا کییف، جهان هزینه بیثباتی را میپردازد که ترامپ آن را رهبری میکند
جوان آنلاین: دونالد ترامپ با وعدهای ساده، اما جذاب به کاخ سفید بازگشت، پایان دادن به هرجومرج، احیای اقتصاد و بازگرداندن اقتدار امریکا. او به رأیدهندگان امریکایی گفته بود که سیاستمداران سنتی واشینگتن کشور را درگیر جنگهای بیپایان، توافقهای تجاری زیانبار و تعهدات خارجی پرهزینه کردهاند و تنها یک رویکرد تهاجمی، غیرمتعارف و مبتنی بر «اول امریکا» میتواند این روند را معکوس کند.
اما در میانه سال ۲۰۲۶ واقعیت تصویری کاملاً متفاوت را نشان میدهد. امریکا امروز درگیر جنگی پرهزینه با ایران است، روابطش با اروپا به یکی از پرتنشترین دورههای ۸۰ سال اخیر رسیده، نظام تجارت جهانی زیر فشار جنگ تعرفهای واشینگتن دچار آشفتگی شده و متحدان سنتی این کشور بیش از هر زمان دیگری درباره کاهش وابستگی به امریکا سخن میگویند. در داخل نیز قطبیسازی سیاسی، تنشهای اجتماعی و اختلافات عمیق بر سر مهاجرت، اقتصاد و نقش دولت فدرال ادامه دارد. آنچه در حال رخ دادن است صرفاً مجموعهای از بحرانهای جداگانه نیست. منتقدان دولت ترامپ معتقدند همه این تحولات ریشه در یک الگوی مشترک دارند، تبدیل بیثباتی به ابزار حکمرانی. در این نگاه، شوکهای سیاسی، تصمیمهای ناگهانی، تهدیدهای مداوم و بیاعتنایی به قواعد تثبیت شده بینالمللی نه یک خطا، بلکه بخش منطق این سیاست مطرح کردهاند. منتقدان میپرسند چگونه دولتی که با شعار مخالفت با جنگهای بیپایان به قدرت رسید، اکنون خود درگیر جنگی شده که هر روز شباهت بیشتری به همان الگوهای پرهزینه گذشته پیدا میکند. مشکل فقط خود جنگ نیست، بلکه تأثیر آن بر موقعیت جهانی امریکا است. در شرایطی که رقابت راهبردی با چین مهمترین چالش بلندمدت واشینگتن محسوب میشود، دولت ترامپ بخش مهمی از انرژی سیاسی و نظامی خود را صرف بحرانی کرده که میتواند سالها ادامه یابد. به بیان دیگر، امریکا در حالی که تلاش میکند قدرت خود را حفظ کند، منابع خود را در مسیری مصرف میکند که دستاوردهای آن نامشخص است. در امریکای لاتین نیز وضعیت چندان متفاوت نیست. رویکرد تهاجمی واشینگتن در قبال ونزوئلا بار دیگر خاطرات دوران مداخلات مستقیم امریکا در منطقه را زنده کرده است. برای بسیاری از کشورهای امریکای لاتین، سیاستهای دولت ترامپ یادآور دورانی است که واشینگتن خود را محق میدانست درباره سرنوشت سیاسی کشورهای منطقه تصمیم بگیرد. نتیجه چنین رویکردی نه افزایش نفوذ امریکا، بلکه تقویت بیاعتمادی نسبت به آن بوده است.
شکاف آتلانتیک، از اوکراین تا بحران اعتماد
