حکمرانی سنتی، نسخه‌ای منقضی در عصر داده‌محور

عصر انفجار داده و تصمیم‌گیری‌های لحظه‌ای، ناکارآمدی ساختارهای سنتی حکمرانی را بیش از پیش آشکار کرده است. دیوارهای بلند بوروکراسی دیگر توان همراهی با جریان پرشتاب داده‌ها را ندارند و اقتدار مبتنی بر سلسله‌مراتب، در مواجهه با الگوریتم‌های یادگیرنده و شبکه‌های تعاملی، رنگ می‌بازد. در چنین شرایطی، عبور از حکمرانی سنتی نه یک انتخاب فناورانه، بلکه ضرورتی برای بقا، سازگاری و اثربخشی در دنیای جدید است.

در طول تاریخ، حکمرانی بر پایه سنت‌هایی بنا شده است که به قدرت سلسله‌مراتبی، تجربه شخصی، شهود مدیریتی و اقتدار ناشی از جایگاه متکی بوده‌اند. در این چارچوب، مرزهای سازمانی روشن و قابل تعریف‌اند؛ درون سازمان، قابل شناسایی و تحت کنترل است؛ بیرون، قابل پیش‌بینی و مهار. تصمیم‌گیری در این مدل، ترکیبی از عقل سلیم و تجربه فردی مدیران تلقی می‌شود. اما در عصر داده‌محور، این مرزها به‌تدریج محو می‌شوند.

اگر حکمرانی سنتی را بتوان به ساختار یک دژ تشبیه کرد؛ با دیوارهایی بلند برای حفاظت، دیده‌بان‌هایی برای مراقبت، و شاه‌نشینی برای فرماندهی در حکمرانی داده‌محور، با معماری یک شبکه؛ منبع باز، شفاف، تعاملی و خودسازمان‌یافته روبرو هستیم. داده‌ها، کارکرد دیوارها را از میان برده‌اند؛ اکنون هر سیگنال بیرونی می‌تواند به تصمیمی درون‌سازمانی شکل دهد، و هر حرکت داخلی، بازتابی بیرونی بیابد.

منبع  : ماهنامه پیوست

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *