حکایت کلاس تک نفره در مرکز شبانه‌روزی؛ معلمی که جنگ را تسلیم کرد!

۲۴ فروردین ۱۴۰۵ – ۰۵:۰۷

حکایت کلاس تک نفره در مرکز شبانه‌روزی؛ معلمی که جنگ را تسلیم کرد!

آموزگار لرستانی با اقدامی که شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، نشان داد که یک معلم می‌تواند فراتر از کلاس درس تاثیرگذار باشد؛ تا جایی که حتی جنگ را مغلوب همت خود کند.

به گزارش مشرق، در روزگاری که صدای انفجار حملات متجاوزانه دشمن صهیونی آمریکایی، جای زنگ مدرسه را گرفته بود و اضطراب، به مهمان دائمی خانه‌ها بدل شده بود، آموزش نیز چهره‌ای دیگر به خود گرفت.

کلاس‌ها از تخته و گچ فاصله گرفتند و در قاب‌های کوچک تلفن‌های همراه و رایانه‌ها خلاصه شدند.

اما این تغییر، برای همه یکسان نبود. برای بسیاری از دانش‌آموزان، به‌ویژه آنان که در مناطق محروم یا شرایط خاص زندگی می‌کردند، آموزش مجازی نه یک فرصت، بلکه دیواری بلند بود که آنان را از مسیر یادگیری جدا می‌کرد.

در میان این هیاهوی خاموش، داستانی شکل گرفت که بیش از هر چیز، روایت انسانیت، تعهد و عشق به آموزش است؛ داستان «هاوش» و معلمش «فرحناز حسینی طاهر».

آغاز یک سکوت ناخواسته

هاوش، نوجوانی با نیازهای ویژه، ساکن مرکز شبانه‌روزی نگهداری کودکان در خرم‌آباد بود؛ جایی که زندگیانسان‌ها را به انفعال می‌کشاند، چنین روایت‌هایی یادآور این حقیقت هستند که تغییر، از تصمیم‌های کوچک اما عمیق آغاز می‌شود.

خانم حسینی طاهر، با اقدامی که شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، نشان داد که یک معلم می‌تواند فراتر از کلاس درس، تاثیرگذار باشد. و هاوش، با لبخندش، ثابت کرد که حتی یک فرصت کوچک، می‌تواند آینده‌ای بزرگ بسازد.

آخرین صدا

در پایان، شاید بهترین جمع‌بندی را بتوان در جمله‌ای از خود این معلم یافت: اگر بتوانیم حتی یک کودک را از تاریکی به نور برسانیم، یعنی کارمان را درست انجام داده‌ایم.

این جمله، نه‌تنها خلاصه‌ای از این روایت، بلکه تعریفی از رسالت واقعی آموزش است.

روایتی از «نهال»ی که در دل محرومیت کاشته شد، اما با عشق، به درختی از امید بدل گشت.

منبع  : مشرق نیوز

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *