حکایت خنده دار هدیه ملانصرالدین، برای عروسی دختر تاجر شهر/ رو دستی هوشمندانه‌ای که صاحب تالار به ملا زد🤣 + ویدئو

ساعدنیوز: در این ویدئو با داستان جالبی از عروسی رفتن ملانصرالدین همراه ما باشید، داستانی پر از نکته‌های طنز و آموزنده که با زیرکی و حاضرجوابی همیشگی او، ماجرایی شنیدنی را رقم می‌زند و در نهایت پیامی جالب درباره احترام به همراه دارد.

حکایت خنده دار هدیه ملانصرالدین، برای عروسی دختر تاجر شهر/ رو دستی هوشمندانه‌ای که صاحب تالار به ملا زد🤣 + ویدئو

ساعدنیوز: در این ویدئو با داستان جالبی از عروسی رفتن ملانصرالدین همراه ما باشید، داستانی پر از نکته‌های طنز و آموزنده که با زیرکی و حاضرجوابی همیشگی او، ماجرایی شنیدنی را رقم می‌زند و در نهایت پیامی جالب درباره احترام به همراه دارد.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، یکی از بزرگان شهر برای دخترش عروسی مفصلی گرفت و ملا نصرالدین را هم دعوت کرد. ملا هم لباس‌های نو و تمیزش را پوشید، موهایش را شانه کرد و حسابی به خودش رسید.

همسرش از او پرسید: «ای مرد، چه شده است؟ چرا این‌قدر به خودت می‌رسی؟» ملا پاسخ داد: «امشب عروسی دختر فلان تاجر مشهور شهر است. به هر حال باید من هم خودی نشان دهم.»

نتیجه این حکایت به دو صورت است:

بعد اول: برخی انسان‌ها با وجود داشتن ثروت بسیار، باز هم به دنبال ثروت‌اندوزی بیشتر هستند که این دلبستگی عاقبت خوبی نخواهد داشت.

بعد دوم: آدمی باید پیش از رفتن به هر مهمانی بسنجد که آیا حضورش در آنجا، از شأن و ارزشش کم می‌کند یا خیر.

اگر شما جای ملانصرالدین بودید، بعد از این اتفاق چیکار می‌کردید؟ دست خالی برمی‌گشتید خونه یا می‌رفتید یه کادو می‌خرید و دوباره برمی‌گشتید؟ برامون بنویسید.

منبع  : ساعد نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *