
اقتصاد ۲۴- این را حالا خودش در گفتوگوی مفصل به «هممیهن» میگوید و باتعجب تاکید میکند که حالا و وقتی با پوشش مانتو به بعضی سازمانها یا ادارات میرود، بابت اندازه شلوار یا مانتویش تذکر میگیرد؛ موضوعی که موجب همدلی بیشتر او با زنان عادی جامعه شده است. زرآبادی در این گفتگو بارها میگوید زنان از پاییز ۱۴۰۱ بسیار آسیب دیدهاند و حالا به دولت مسعود پزشکیان این فرصت داده شده تا شاید روی زخمهای آنها مرهم بگذارد تا شاید فاصلهها کمتر شود؛ حتی فاصله بین آنها که رای دادند و آنها که انتخابات اخیر را تحریم کردند. زرآبادی میگوید به احتمال زیاد، در فهرست پیشنهادی پزشکیان برای کابینه به مجلس، یک زن برای یک وزارتخانه معرفی خواهد شد و امیدوار است مجلس به دومین وزیر زن در تاریخ جمهوری اسلامی رای دهد.
*گفتگو را با روز ثبتنام شما در انتخابات ریاستجمهوری شروع کنیم؛ روزی که برای اولینبار چادر خود را برداشتید. شما خیلی عمومی این کار را انجام دادید و به نظر میرسید قصد داشتید دو کار اعتراضی را با هم انجام دهید؛ یکی به مسئله پوشش زنان که شرایطش در ایران پیچیده شده و یکی همان مسئله تعریف رجل سیاسی که پیش از شما هم زنانی مثل مرحومه شجاعی و مرحومه طالقانی برای شکستن مفهومش بهواسطه ثبتنام در انتخابات ریاستجمهوری، تلاش کرده بودند. سوال من این است که آیا این حرکت شما اعتراضی بود؟
من فکر میکنم بعد از سال ۱۴۰۱، عکسالعملهای فردی خشونتپرهیز، چندان نداشتیم. من در سطح کلان عرض میکنم. اینکه شما بخواهید در سطح کلان نسبت به برخی سیاستگذاریها اعتراض کنید و این اعتراض خشونتپرهیز هم باشد، فکر میکنم واقعاً برای جامعه ما لازم است. اگر بخواهیم ساختاری تغییر کند، باید این حرکتهای اعتراضی انجام شوند. من کار خودم را هم در همین راستا میدانستم و برای همین این کار را انجام دادم، اما نکته این است که یک حرکت قاعدتاً نمیتواند خیلی اثرگذار باشد، ولی اگر استمرار داشته باشد، میتواند موجب این شود که در سیاستگذاریها هم تغییراتی انجام شود.
*یعنی اکت اعتراضی شما برای همراهی با معترضان سال ۱۴۰۱ بوده است؟ همراهی با زنانی که در سطوح مختلف درگیر ماجرا شدند. آیا قصد همراهی با این زنان را داشتید؟
نکته این است که من خودم فردی بودم که هیچوقت در انتخاب پوششم اجباری نداشتم و اگر چادر را بهعنوان پوشش انتخاب کردهام، انتخاب خودم بوده است.
*یعنی از بچگی چادر میپوشیدید؟
بله از ۹ سالگی. اگر بخواهم بگویم نسبت به چادر حس بدی دارم یا بخواهم بگویم از روی اجبار چادر را انتخاب کردهام و دیگر نمیخواهم این اجبار باشد، اصلاً چنین نیست. واقعیت این است که باور قلبی من این است که نوع پوشش را افراد خودشان میتوانند انتخاب کنند و اعتقاد دارم که در نوع پوشش نباید اجباری وجود داشته باشد.
* این اعتقاد را قبل از سال ۱۴۰۱ داشتید؟
من قبل از سال ۱۴۰۱ هم هیچچیز را در حد اجبار نمیپسندیدم. هرکاری که اجبار باشد، نهایتاً نتیجه خوبی از آب درنمیآید. اجبار یعنی نوعی فیلتر کردن و فیلتر کردن فضای مجازی هم مانند پوشش، نوعی اجبار است و در هیچکدام از این موضوعات هم حداقل تا به امروز نتیجهای حاصل نشده است. حتی درحالحاضر هم خیلیها به دنبال این هستند که زنان الان، پوششی را داشته باشند که خانم مهسا امینی داشت؛ پس نوع اجبار نتوانسته راهگشا باشد. درباره اتفاقات دیگر هم به همین ترتیب است. اینکه میگویم من با اجبار موافق نیستم، دلیلش این است که اصلاً نتیجهای ندارد و تجربه هم این موضوع را ثابت کرده است. برای مثال، ماهواره ممنوع است، ولی میبینیم که همه از آن استفاده میکنند. من میگویم این روش اساساً روش درستی نیست، حالا سر هر موضوعی. اجبار باعث میشود آدمها برای مدتی نقاب داشته باشند و کارها با نقابی انجام شود، اما اثری ندارد. برای مثال امروز همه از ویپیان استفاده میکنند و افرادی از رسمیترین جایگاههای کشور از شبکههایی که فیلتر شده حتی اطلاعرسانی میکنند واقعاً این حجم از تناقض بهنظرم اصلاً قابل تفسیر نیست. من اعتقاد دارم که این اتفاق نباید رخ دهد. در موضوعات متنوع اینچنین است. افرادی هستند که برای پوشش زنان تصمیم میگیرند، ولی برای خانواده خود به گونه دیگری رفتار میکنند؛ این در جامعه دیده میشود و اثرات مطلوبی ندارد، بلکه اثرات بسیار نامطلوبی هم دارد.
*این حرف شما کمی دوگانه یا بهتر است بگویم قیممآبانه است؛ انگار که میگویید مثلاً آقای فلانی اگر به دنبال سختتر کردن شرایط برای حجاب اجباری در ایران است، دخترش دیگر حق ندارد برود خارج روسریاش را بردارد؛ گویی باز هم این مردانند که باید تصمیم بگیرند زنان خانوادهشان چطور حجابی داشته باشند، حالا چه مسئول باشند، چه نه.
من میگویم کسی که درباره خانواده خودش اعتقاد دیگری دارد و فکر میکند اختیار ملاک است و فرد خودش باید برای پوشش خودش تصمیم بگیرد، چطور به خودش اجازه میدهد که برای دیگران اجبار را قانونگذاری کند؟ اگر این افراد اعتقاد به اجبار داشتند، قطعاً باید با خانواده خودشان هم با اجبار برخورد میکردند. اگر هم به موضوعی اجباری اعتقاد ندارند، چرا آن را قانونگذاری میکنند؟
*شما از فرضیات صحبت میکنید یا خودتان بهطور مستقیم شاهد این موضوع بودهاید؟
من فکر میکنم این موضوع چیزی نیست که پنهان باشد. درکل بهنظر من این موارد وجود دارند و در جامعه ما کاملاً ملموس است؛ نه فرضیه است و نه نیاز به دسترسی خاصی دارد. شاید خیلی هم زیاد نباشند، اما وجود دارند.
*اتفاقاً خانوادههای سیاستمداران مسئولان ایران چندان هم عمومی نیستند و طوری نیست که مردم اعضای خانواده آنها را بشناسند.
درصد دارد. درصدی از آنها در سیستم کار میکنند. شما مقامات خیلی بالا را میبینید، ولی سطوح مدیریتی دیگری هم وجود دارد که شاید مواردش زیاد نباشد، اما وجود دارد. ولی موضوعی که بیشتر مدنظر است و من روی آن تأکید دارم، این است که این روش روشی است که به نتیجه نخواهد رسید و جز تحمیل هزینههای زیاد، خروجی خاصی نخواهد داشت.
* از همراهی با زنان آسیبدیده در سال ۱۴۰۱ و بعدش گفتید. شما سال ۹۶ که اتفاق دختران خیابان انقلاب رخ داد و اولین موارد پرسروصدا بود، نماینده مجلس بودید. آیا شما در این رابطه اظهارنظری کردید؟ من خاطرم نیست که اظهارنظر صریحی از شما در این باره شنیده یا خوانده باشم. اگر نداشتید و به اجبار هم اعتقادی نداشتید، چرا آن زمان واکنشی نشان ندادید؟
زمانی که من مجلس بودم، نسبت به موضوعاتی که در حوزه زنان زندانی اتفاق افتاد، یا بهصورت جمعی یا فردی تذکر دادم.
*اما بهصورت عمومی در این باره صحبت نکردید.
خیلی از موارد را عمومی صحبت نمیکردیم، اما پیگیری کرده بودم و کارگروههایی در این زمینه تشکیل شد. نکتهاش این است که من تمام این موارد را پیگیری کردم و برای مجلس یازدهم هم ردصلاحیت شدم؛ در شورای نگهبان هم که بعدها حضور پیدا کردم، نطقها و صحبتهایم، دلیل ردصلاحیتم عنوان شد.
بیشتر بخوانید: کناره گرفتن ستارگان برای به کارگیری نیروهای تازه نفس؟/ بررسی خودداری ظریف، آذریجهرمی و فاضلی از حضور در دولت چهاردهم
