14 اسفند 1400 – 08:13
قطعاً سریسازی با سریالسازی تفاوت دارد. «نیسان آبی» نشانهای از سریسازیهای منوچهر هادی است.

به گزارش روزنامه جوان، منوچهر هادی پس از دل، گیسو را ساخت و بعد بلافاصله نیسان آبی، این همه تلاش و پشتکار بدون تنفسِ کافی اگر چه در سرمایهاندوزی جواب مثبت داده، اما نتیجه فرهنگی قابل قبولی نداشته است. هادی نمیتواند حتی سریال سرگرمکننده بسازد، یعنی او بیشتر از اینکه پی ساخت سریال برای مخاطب باشد، دنبال محاسبات مالی است. چگونه میشود کارگردانی به این اندازه سعی در تولید داشته باشد، اما نتیجه لازم و حداقلی را کسب نکند. نیسان آبی را برحسب وظیفه با صبوری و تحمل تا قسمت آخر دیدم نه اینکه مشتاق آن باشم بلکه قرار بود منوچهر هادی نقدهایی را که به سریال دل وارد شد تکرار نکند، اما انگار او نمیتواند از خالتور و بازاری ساختن دست بکشد. او به درستی توانسته است از سریالهای چند سال گذشته شبکه فارسیوان و جم کپیسازی کند. نیسان آبی حاصل یک نگاه ناسالم به بنیان خانواده است. هاریال ندارد، یعنی انگار هادی به طور لحظهای جلو رفته است و هیچ منطقی در خط روایی پیدا نیست. هادی در نیسان آبی همان رویه همیشگی را پیش گرفته است؛ نه فیلمنامهای وجود دارد و نه هدفی جز تخریب خانواده.
سرعت در ساختن و بیدقتی باعث شده است نیسان آبی ساختار حداقلی هم نداشته باشد. هادی بیشتر سعی داشته است با عناصر دهه چهلی یک مرد هوسران را نشان بدهد که مخفیانه زن صیغهای دارد. نیسان آبی همچنان توهین به شعور مخاطب است و هادی قصد ندارد از دام سریسازی رها شود و سریالی درخور مخاطب ایرانی بسازد؛ سریالی که از راه درست و منطقی جذاب و سرگرمکننده باشد. هادی آنچنان در کارگردانی نابلد است که حتی با یک سکانس سریال دل در قسمت آخر نیسانآبی شوخی میکند! بیشک حضور حسین یاری، مهران غفوریان یا بهناز جعفری باعث شده است این سریال مخاطب حداقلی داشته باشد.
انتهای پیام
