30 / 01 /1405
فاطمهالسادات همایونی دانشجوی دکتری جامعهشناسی سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات در گفتوگو با آنا گفت: در تاریخ جوامع، دانشگاهها صرفاً نهادهایی برای آموزش نبودهاند؛ آنها قلب تپنده آگاهی، تولید معنا و بازتولید هویت جمعیاند. دانشگاه در هر جامعهای فقط مجموعهای از ساختمانها، کلاسها و آزمایشگاهها نیست، بلکه یکی از بنیادیترین نهادهای تمدنساز به شمار میرود؛ جایی که دانش تولید میشود، پرسش، پرورش مییابد، تخصص شکل میگیرد و آینده یک ملت طراحی میشود. از همین رو، هرگاه قدرتی در پی سلطهای عمیقتر بر یک جامعه برآمده، یکی از نخستین اهدافش نه فقط زیرساختهای فیزیکی، بلکه نهادهای دانایی بوده است. حمله به دانشگاه، در این معنا، حمله به ساختمانها نیست؛ حمله به «امکان اندیشیدن» و به قلب تپنده یک جامعه است.
وی افزود: از منظر جامعهشناسی، دانشگاه را میتوان میدان تولید و توزیع سرمایه فرهنگی دانست؛ جایی که آگاهی، نقد و توانایی پرسشگری شکل میگیرد. در چارچوب نظری بوردیو، این میدان نهتنها محل انباشت سرمایه نمادین است، بلکه بستری برای شکلگیری عاملیت آگاهانه نیز محسوب میشود.
همایونی ادامه داد: در همین چارچوب، حمله به دانشگاه در واقع حمله به «مغز یک ملت» است؛ تلاشی برای اخلال در چرخه پیشرفت علمی، تضعیف امید به آینده و فرسایش توان فکری جامعه. از سوی دیگر، اگر با نگاهی تحلیلیتر به کارکرد دانشگاه بنگریم، سه ستون اساسی آن آموزش، پژوهش و نوآوری بهروشنی نقش آن را در توسعه روشن میسازند. آموزش، نیروی انسانی متخصص را پرورش میدهد؛ پژوهش، مرزهای دانایی را گسترش میدهد؛ و نوآوری، دانش را به راهحلهای واقعی برای مسائل جامعه تبدیل میکند.
