
قراردادهای سوپر میلیاردی فوتبالیستها نهتنها با درآمد سایر اقشار نمیخواند بلکه با درآمدهای حاصل از خود فوتبال هم هیچ سنخیتی ندارد.
درست در روزهایی که موج اعتراض علیه دستمزدهای نجومی و باورنکردنی فوتبالیستها و مربیها به اوج خودش رسیده، عدهای مشغول ایستادن در مقابل هواداران فوتبال و القای این باور عجیب هستند که «هر» درآمدی، «حق» فوتبالیست است. ظاهرا علی دایی هم به همین گروه تعلق دارد؛ مردی که در دوران مربیگری، رقمهایی نجومی بهعنوان دستمزد دریافت میکرد و همواره بیشتر از نتیجهگرفتن، به «متمم» قرارداد اهمیت میداد.
شنیدن چنین جملهای از زبان یک بیزینسمن چندان عجیب بهنظر نمیرسد اما این نوع نگاه با آن جایگاه مردمی که علی دایی برای خودش متصور است، تناقض بزرگی دارد. حمایت از قراردادهای فاجعهباری که نه فوتبالی هستند و نه با منطق سازگاری دارند، چیزی به جز ضربهزدن به حال و آینده فوتبال ایران نیست. چهکسی این «حق» را به یک فوتبالیست میدهد که در سختترین روزهای اقتصادی کشور، برای باشگاهش شاخ و شانه بکشد و به محض دریافت میلیاردها تومان پول، بوسهزدن به لوگوی همان باشگاه را شروع کند؟ اصلا چطور کسی میتواند خودش را معیار سنجش «حق» بداند. مگر نه اینکه این حق باید با آمار فنی و بازدهی مالی سنجیده شود؟ آیا فقط حق فوتبالیستهاست که چنین رقمهایی دریافت کنند؟ آیا علی دایی در مورد معلمان، کارگران، روزنامهنگاران، کارمندها و… هم چنین دیدگاهی دارد؟ اصلا بیشتر این فوتبالیستها چه کار بزرگی انجام دادهاند که سزاوار دریافت این رقمهای حیرتآور شدهاند؟ غیر از اینکه در شبکههای مجازی ژست تعصب به راه انداخته و به هوادارها رؤیا فروختهاند؟ خیلی از آنها در فوتبال ایران خودشان را بیرقیب و ممتاز میدانند اما حتی از لیگهای عربی حاشیه خلیجفارس دیپورت میشوند. ایستادن جلوی این ارقام، باید به یکی از اولویتهای فوتبال ایران تبدیل شود؛ قبل از آنکه همهچیز را در امروز و فردای این فوتبال، ببلعد.
