
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در خرداد ۱۳۶۸، با انتشار خبر وخامت حال رهبر کبیر انقلاب و سپس عروج ایشان، شهر در بهتی عمیق فرو رفت. عکاسان خبری که خود بخشی از پیکرهی سوگوار جامعه بودند، کار خود را از پشت درهای بسته بیمارستان و در میان مردمی آغاز کردند که فضای روز عاشورا را بازسازی میکردند؛ اشکهایی که پیشدرآمد بزرگترین وداع قرن شد.
بنابر روایت دانشجو، با انتقال پیکر مطهر به مصلای تهران که در آن زمان پهنهای از تپه و خاک بود، یکی از بزرگترین حرکتهای جمعی تاریخ شکل گرفت. عکاسان پابهپای مردم از شهرستانها و روستاها پیاده راهی شدند تا خروش بیانتهای انسانی را به زبان بینالمللیِ تصویر ترجمه کنند. دوربینها در آن شبهای بیانتها، تصاویری از مردمی ثبت کردند که تا صبح نجوا میکردند و ضجه میزدند. در میان این اقیانوس انسانی، حضور چشمگیر جانبازان و معلولانی که با صندلی چرخدار خود را به سختی به تپهها رسانده بودند، از ظرایف انسانی و بینظیری بود که تنها چشم زیبابین عکاسان مطبوعاتی >
تجربهی عکاسی در چنین ابعاد عظیمی، همواره آمیخته با خطر، فشار جسمانی فراوان و مسئولیتِ سنگینِ حرفهای است. عکاسانی که در روزهای آینده، در میان فشردگی جمعیت و غبارِ اندوه، شاتر دوربین خود را میچکانند، در حال خلقِ آرشیوِ آیندهی این سرزمین هستند. همانطور که امروز عکسهای خرداد ۶۸ مبنای فهم ما از تاریخ انقلاب است، فریمهایی که از تشییع رهبر شهید ثبت خواهند شد، سالها بعد به جهان نشان خواهند داد که این ملت، چگونه پای عهد و خونِ رهبرانِ خود ایستاده است.
دوربینها فردا نهفقط چشم تاریخ، که قلب تپندهی روایتی خواهند بود که از ایران به سراسر جهان مخابره میشود؛ روایتی که ثابت میکند حقیقت را نمیتوان در غبار تبلیغات پنهان کرد، تا زمانی که دستی برای فشردن شاتر و چشمی برای ثبت حقیقت بیدار است.
