حق با کیست؛ شهرام ناظری یا آقای حقوقدان؟!

صدای شهرام ناظری، این بار نه با آوای عرفانی که با زمزمه‌ای از دردِ جمعی برخاسته و خبرساز شده است.

حق با کیست؛ شهرام ناظری یا آقای حقوقدان؟!

 
 
 
ترانه‌ی “عمو نوروز” آیینه‌ای است از غمِ انباشته در چشمان مردمی که دست‌های خالی‌شان را به سوی اسطوره‌ای باستانی دراز کرده‌اند.
 
به گزارش سرویس فرهنگی تابناک، «دردا رو ببین / دست خالی مردا رو ببین». این ترانه، روایتی است از روزهای ابری، شب‌های بی‌ماه، و پاییزهای بلندِ عمرهای کوتاه.
 
اما در برابر این ناله‌ی زمینی، کامبیز نوروزی، حقوقدان نام‌آشنا، هشدار می‌دهد: این صدا، هرچند برآمده از واقعیت است، اما اگر تبدیل به مرثیه‌سراییِ دائمی شود، زخم‌ها را عفونی می‌کند.
 
رنجِ راستین، روایتِ بی‌پروا
شهرام ناظری، به عنوان هنرمندی که همواره پیوندی با مردم داشته، این بار نه از «شمس و مولانا»، که از عمو نوروز می‌خواند تا فریادِ بی‌پناهیِ جامعه‌ای را بازتاب دهد که در توفان تورم، فساد، و حکمرانی ناکارآمد، نفس‌هایش به شماره افتاده است. ترانه، تصویری است از آنچه در کوچه و خیابان می‌گذرد: گیسِ سفید زنانِ حسرت‌خورده، مردانِ دست‌خالی، و راه‌های بسته‌ای که گویی حتی چشمِ خداوند را نیز بسته‌اند. این روایت، هرچند تلخ، انکارناپذیر است. پوشاندن این زخم‌ها با لفافه‌های امیدِ دروغین، درمان نیست.
 

 
پایانِ سخن: مداوا نمی کنیم، اما …
جامعه‌ای که دردهایش نادیده گرفته شود، به جنون می‌گراید. اما جامعه‌ای که تنها دردهایش را ببیند، به افسردگی. هنرمند و روشنفکر، هر دو دلسوزِ مردم‌اند، اما یکی بیشتر نگران «صدای داده نشدنِ رنج» است، و دیگری هراسان از «تکرارِ صدای رنج، بدون نقشه‌ی راه». شاید وقت آن است که در کنار ترانه‌هایی چون «عمو نوروز»، سرودهای امید—از جنسِ همان شادی‌های کوچک مردم در کوی و برزن—نیز ساخته شود. زیرا ایرانیان، چراغ هم لازم دارند؛ چراغ امید.

 

منبع: تابناک

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *