به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، رفتارشناسی ایالات متحده آمریکا در دهههای اخیر نشاندهنده یک زوال عقلانی در ساختار سیاسی این کشور است. این زوال بیش از هر کجا در پروندههای کلان بینالمللی و برخورد با قدرتهای نوظهور خود را نشان میدهد.
رهبر انقلاب در تبیین این وضعیت، به شیوه دعوت آنها به مذاکره اشاره کردند؛ دعوتی که نتیجهاش از پیش تعیین شده است؛ «مذاکره کنید تا حقوق خود را واگذار کنید!». این رویکرد در واقع نفی ماهیت مذاکره است. در نظریههای کلاسیک روابط بینالملل، مذاکره فرایندی برای رسیدن به نقطه توازن میان منافع طرفین است؛ اما واشینگتن با تغییر تعریف این فرایند، آن را به ابزاری برای دیکته کردن فرامین تبدیل کرده است. این منطق که در میان برخی سناتورها و دولتمردان فعلی و قبلی آمریکا رایج است، از نظر هر ناظر بیطرفی ابلهانه ارزیابی میشود.
ناتوانی در درک تغییر موازنه قدرت در غرب آسیا باعث شده تا سیاستگذاران آمریکایی همچنان با ابزارهای قرن بیستمی به دنبال حل مسائل قرن بیست و یکم باشند. مذاکره زمانی معنا دارد که طرفین بر اساس احترام متقابل و قواعد بینالمللی گفتوگو کنند، نه اینکه یک طرف با قلدری بخواهد پیشرفتهای علمی و هستهای ملتی دیگر را متوقف کند. فناوری هستهای در دنیای امروز، موتور محرک توسعه در حوزههای مختلف صنعتی و علمی محسوب میشود و محروم کردن یک ملت از آن، به معنای تلاش برای عقب نگه داشتن عامدانه آن جغرافیای سیاسی است.
