
ملیشدن اعتبارات حقوقی کارکنان وزارت کشور قرار بود گرهی از معیشت کارمندان باز کند، اما برای کارمندی که پس از ۲۷ سال خدمت هنوز دخلش از خرجش عقب است، این خبر بیش از آنکه نوید یک تغییر باشد، یادآور همان حکایت قدیمی «از قضا سرکنگبین صفرا فزود» است؛ روایتی از حقوقی که قرار است ملی شود، اما معلوم نیست سهم کارمند خسته و سالخورده از این ملیشدن چه خواهد بود.
سرویس یادداشت تپور ـ علی حسین پور نوشت: داشتم در این وا اَسفایِ تورم سرسام آور، در ذهن آشفته حالِ اسیرِ حساب و کتابِ دخل و خرج روزانه زندگیِ وابسته به پشیز حقوق وزارت کشوری، که خرجم پدر دخلم را درآورده، با خودم حرف میزدم که خود کرده را تدبیر نیست و دیگر جانی نمانده که ماهی از آب بگیری تا دلت را خوش کنی که هر وقت ماهی بگیری تازه است و بعد از ۲۷ سال کار و اندی، بروی دنبال کار و کسبی و اگر جانی مانده بود که قطعا سرمایهای هم نداریم و بعد از ۲۷ سال کار در وزارت خانهای که بیرونش خیلیها را کشته و درونش ما را و ما می دانیم که آفتابه و لگنش صد دست هست و شام و ناهارش هیچی اما دهان مردم را نمی شود بست که الان برویم اسنپ و دستفروشی و … که یکی از همکاران زنگ زد و گفت شنیدم که قراره حقوق همه وزارت کشوری ها را ملی کنند و دیگر قرار نیست یخ اعتبارات حقوقی ما رو دست به دست کنند و تا بدست ما برسد بشود یک قُلپ آب و از این بعد، همه قالب یخ حقوقی خودمان را مستقیم از وزارتخانه می دهند دست ما و از این حرف ها و …
