حقوق عمانی‌ها ۴۶ برابر و قزاق‌ها ۹ برابر ایران/ دست‌‌های بی‌مزد!

در دل اقتصاد ایران، جایی که تورم چون سایه‌ای سنگین بر شانه‌های طبقه کارگر افتاده، حقوق ماهانه‌ای حدود ۱۲ و نیم میلیون تومان _میانگین_ برای یک کارگر، مرز امید و ناامیدی را می‌کشد.

حقوق عمانی‌ها ۴۶ برابر و قزاق‌ها ۹ برابر ایران/ دست‌‌های بی‌مزد!

 نرخ دستمزد کارگران که اعدادی بین ۱۰ تا ۲۰ میلیون را شامل می‌شود در بهترین حالت‌ و برای کارگری با عالی‌ترین شرایط با نرخ دلار آزاد در همین روزها – حدود ۱,۱۲۱,۰۰۰ ریال به ازای هر دلار – به سختی به ۱۷۸ دلار آمریکا می‌رسد.

به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، تصور کنید ساعتی که کارگر در کارخانه‌ای داغ یا کارگاهی پر سر و صدا می‌گذراند، با تعریق جسم و جان، تنها حدود ۰.۶۶ دلار برایش به ارمغان می‌آورد، فرض بر ۱۶۹ ساعت کاری ماهانه استاندارد و میانگین ۱۲ و نیم میلیون حقوق کارگری. این رقم نه تنها کفاف هزینه‌های روزمره‌ای چون مسکن، خوراک و حمل‌ونقل را نمی‌دهد، بلکه نمادی است از شکاف عمیق میان تلاش‌های بی‌وقفه و بازدهی اقتصادی؛ جایی که کارمندان دولت، کارشناسان و کارگرانی در رده مدیریت پایین با میانگینی نزدیک به ۲۱ میلیون تومان – یعنی حدود ۱۸۷ دلار ماهانه یا ۱.۱ دلار ساعتی – در چرخه‌ای مشابه گرفتارند.

در جامعه‌ای همانند ایران با وجود این همه استعداد و منابع و توانمندی، این واقعیت، چون زخمی کهنه، آدمی را به تأمل وامی‌دارد: چگونه کشوری با منابع غنی، کارگرانش را به چنین سطحی از درآمد محدود کرده، در حالی که همسایگان و دورترها، داستان‌های متفاوتی از رفاه نسبی روایت می‌کنند؟ چرا با وجود اینکه سبد معیشت در همین سال جاری بیش از ۲۰۰ درصد رشد داشته و وزارت کار تدبیری نمی‌اندیشد؟

 

ها ۴۶ برابر ایران/ دست بی مزد کارگران!” src=”https://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1404/7/8/2120975_530.jpg” alt=”حقوق دریافتی عمانی‌ها ۴۶ برابر ایران/ دست بی مزد کارگران!” width=”600″ height=”417″>

نتیجه مقایسه

درآمد ساعتی کارگران – از ۰.۶۶ دلار در ایران تا ۳۶ دلار در آمریکا – نه تنها بر کیفیت زندگی، بلکه بر امید به آینده تأثیر می‌گذارد. 

در حالی که عمان و قزاقستان با منابع طبیعی‌شان شکوفا شده‌اند، و ترکیه با وجود مشکلاتی اما با چابکی اقتصادی پیش می‌رود، ایران در این میان، نیاز به بازنگری عمیق دارد: افزایش حقوق‌ها، مهار تورم و سرمایه‌گذاری بر مهارت‌ها، تا کارگرانش نه تنها زنده بمانند، بلکه زندگی کنند. این داستان، پایان ندارد؛ اما آغازش، با آگاهی از این نابرابری‌ها ممکن است.

 

منبع: تابناک

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *