
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، در تاریخ نگاری رسمی، نبردهای پیامبر با یهود همیشه کم ارزش و دست دوم تلقی شده اند اما تمام نیروی مشرکان فقط در سه نبرد بدر، احد و خندق تمام شد و یهود بود که تا پایان عمر پیامبر (ص) با ایشان میجنگید. رسول خدا (ص) از زمان تولد و کودکی تا زمان شهادت و ترور به دست یهود که سپاه اسامه را برای نبرد موته آماده کرد، بارها با یهود رویارویی داشت اما تاریخ نگاران یا نخواسته اند یا دقت کافی برای بررسی این رویارویی نداشته اند.
یکی از کلیدهای یهود در عملیاتها این بود که ضربات خود را به دین خاتم میزد اما طوری وانمود میکرد که گویی آنها بودهاند که مظلومانه مورد هجوم قرار گرفتهاند. برای اثبات اینمطلب کافی است زمان حساس عملیاتهای بنیقینقاع، بنینضیر و بیقریظه و نوع عمل آنها را مورد بررسی قرار دهیم. اینمطلب به تنهایی نشان میدهد یهود در طراحی عملیات، بسیار زیرکانه عمل میکرد؛ در حالیکه نوعی عجله در عملکرد مشرکان قریش دیده میشود.
با دانستن اینمقدمه، مقصر دانستن صرف مشرکان در نبردهای فیزیکی و جنگ نرم پیچیده علیه پیامبر (ص)، مخاطب تاریخ را به بیراهه میبرد و تحلیلها را ناقص میگذارد. برای دراندهان دو جناح و پرچمداران مشرکان در نبرد احد بودند، ازجمله اسرای بدر بودند که ابتدا به اسارت گرفته و سپس آزاد شدند.
پس از جنگ بدر، مسلمانان در مدینه به قدرت و کارایی اسلام ایمان آوردند و باور کردند پیامبری که توانست چنینجنگی را پشت سر بگذارد و ۷۰ تن از دشمن را بکشد و ۷۰ تن را هم اسیر کند، میتواند مدینه و حکومت اسلامی را اداره کند. قوم یهود هم که متوجه بهبود وضعیت پیامبر (ص) در مدینه شد، برای ایجاد اختلال در اینوضعیت، بیدرنگ نخستین نیروی خود را عملیاتی کرد. به اینترتیب یهود بنیقینقاع به شرارت و فتنهافکنی علیه پیامبر (ص) و اسلام پرداخت و پیامبر (ص) را ناچار به واکنش و جنگ کرد.
