«حرف نوی جمهوری اسلامی»

«انتخابات، شاخص و عَلم نظام جمهوری اسلامی است.» این جمله‌ی رهبر معظم انقلاب اسلامی نمایانگرِ جایگاه و اهمیت موضوع «انتخابات» در نگاه و اندیشه‌ی ایشان است. البته انتخابات در نظام جمهوری اسلامی در چارچوب الگوی «مردم‌سالاری دینی» قرار می‌گیرد. الگویی که به لحاظ مبانی و آثار با دمکراسی غربی تفاوت‌هایی جدی و بُنیادین دارد.
12 مرداد 1396
«انتخابات، شاخص و عَلم نظام جمهوری اسلامی است.» این جمله‌ی رهبر معظم انقلاب اسلامی نمایانگرِ جایگاه و اهمیت موضوع «انتخابات» در نگاه و اندیشه‌ی ایشان است. البته انتخابات در نظام جمهوری اسلامی در چارچوب الگوی «مردم‌سالاری دینی» قرار می‌گیرد. الگویی که به لحاظ مبانی و آثار با دمکراسی غربی تفاوت‌هایی جدی و بُنیادین دارد.

«انتخابات، شاخص و عَلم نظام جمهوری اسلامی است.» ۱۳۹۰/۰۳/۰۸ این جمله‌ی رهبر معظم انقلاب اسلامی نمایانگرِ جایگاه و اهمیت موضوع «انتخابات» در نگاه و اندیشه‌ی ایشان است. البته انتخابات در نظام جمهوری اسلامی در چارچوب الگوی «مردم‌سالاری دینی» قرار می‌گیرد. الگویی که به لحاظ مبانی و آثار با دمکراسی غربی تفاوت‌هایی جدی و بُنیادین دارد.

انقلاب کشور را به دست صاحبان اصلی‌اش داد
پیروزی انقلاب اسلامی و برسر کار آمدن نظام جمهوری اسلامی نقطه‌ی عطفی در تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران بود. تا قبل از این تحول رسما «ملت» در تصمیم‌گیری‌های کلان ملی اعتبار و نقشی نداشت: «یک روزی بود در این کشور که میگفتند آقا! مملکت صاحب دارد؛ صاحب مملکت کیست؟ اعلیحضرت… شاه صاحب مملکت بود، یعنی یک عنصر فاسد، نالایق، وابسته و غالباً تهی از غیرت ملّی، صاحب مملکت بود. خب، جمهوری اسلامی آمد این صاحب غاصب دروغین را کنار زد، مملکت را داد دست صاحبان اصلی‌اش که ملّتند.» یکی از مهم‌ترین دستاوردهای انقلاب همین استقرار نظام «مردم‌سالاری دینی» در کشور و دخیل کردن اراده و رأی مردم در سرنوشت‌شان بوده است: «ملت ما تا قبل از انقلاب اسلامی مزه‌ی حاکمیت مردم را نچشیده بود… مزه‌ی مردم‌سالاری را مردم در جمهوری اسلامی چشیدند. از آغاز پیروزی انقلاب تا امروز، در همه‌ی مسائل مهم، در همه‌ی مسئولیتهای اساسی کشور، مردم بودند که نقش ایفا کردند… مردم احساس میکنند که بر سرنوشت خود در مدیریت کشور و در برنامه‌های کلان کشور، آنها هستند که تصمیم‌گیرند و نظارت میکنند و عمل میکنند؛ این مردم‌سالاری دینی است.»

جمهوریتِ برآمده از اسلام
در «الگوی جمهوری اسلامی» نه تنها مردم‌سالاری و دین دو عنصر جدا از یکدیگر نیستند بلکه مردم‌سالاری برآمده از دین است: «افرادى گمان نکنند که امام بزرگوار ما، انتخابات را از فرهنگ غربى گرفت و آن را قاطى کرد با تفکر اسلامى و شریعت اسلامى؛ نه، اگر انتخابات و مردم‌سالارى و تکیه‌ى به آراء مردم، جزو دین نمیبود و از شریعت اسلامى استفاده نمیشد، امام هیچ تقیدى نداشت؛ آن آدم صریح و قاطع، مطلب را بیان میکرد. این جزو دین است… باید شریعت اسلامى رعایت بشود. و گردش کار در این نظام به‌وسیله‌ى مردم‌سالارى است… کار، دست مردم است؛ این، پایه‌ى اصلى حرکت امام بزرگوار است.» در واقع در این الگو «جمهوریت» از «اسلام» جدا نیست: «در این کشور و در این نظام، اسلام با جمهوریت همراه است. جمهوریت ما از اسلام گرفته شده و اسلام ما اجازه نمی‌دهد در این کشور مردم‌سالاری نباشد. ما نخواستیم جمهوریت را از کسی یاد بگیریم؛ اسلام این را به ما تعلیم داد و املاء کرد. این ملت، متمسک به اسلام و معتقد به جمهوریت است. در ذهن این ملت و در این نظام، خدا و مردم در طول هم قرار دارند.» نکته‌ی مهم حائز اهمیت اینکه این الگو با این مبانی و مختصات در سطح جهانی «حرفی نو و جدید» محسوب می‌شود: «امروز مردم‌سالاری دینی‌ای که ما در کشور خود مطرح می‌کنیم، یک حرف نو است؛ نه فقط به خاطر این‌که ما شاخه‌ای از مردم‌سالاری را ارائه می‌دهیم؛ نخیر، ما در واقع در مردم‌سالاریهای دنیا شبهه می‌کنیم.»

منبع  : خبرگزاری میزان

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *