
در شب شعری که چندی پیش به صورت مجازی با حضور هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سایه) برگزار شد، این شاعر درباره محمدرضا شجریان گفت: شجریان برای من مثل پسرم است، مثل برادرم است، مثل پدرم است. اصلا مخلوط همه این مناسبات است. خیلی دوستش دارم. و تا حد زیادی هم این دوست داشتن متقابل است خیال میکنم. آخرین باری که باهاش صحبت کردم پیارسال بود. یلدا به من گفت خانم شجریان گفته اگر این دوتا با هم تلفنی بیشتر صحبت کنند در روحیه و احوال شجریان تاثیر دارد. یلدا هم ترتیبی داد که یک دیدار تصویری داشته باشیم. سلام آقای شجریان، سلام، فلان و اینها. من دیدم که نمیتوانم ادامه دهم؛ یعنی بغض کردم. او شروع کرد به حرف زدن؛ “شما همیشه برای من پدری کردین، فلان کردین و فلان کردین و…”، زد به گریه. من هم تلفن را دادم به یلدا و گفتم بگیر، دیگر هم از این کارها نکن. این آخرین باری بود که من با ایشان صحبت کردم. بعد هم که متاسفانه رفت در کما و هنوز هم … .

