ترکیه یکی از شرکای تجاری اصلی اسرائیل در منطقه است و در سالهای اخیر، حجم تجارت بین اسرائیل و ترکیه بهطور مداوم رشد داشته و به حدود ۷ تا ۸ میلیارد دلار در سال رسیده است. این ارقام شامل واردات و صادرات هر دو طرف بوده و نشاندهنده همکاری اقتصادی قابل توجه میان آنهاست
جوان آنلاین: مهار رژیم موقت صهیونیستی، این سگ هار منطقه، صرفاً محدود به اقدامات نظامی، امنیتی و حقوقی نیست بلکه بُعد اقتصادی نیز حائز اهمیت است و باید شریانهای اقتصادی آن قطع شود و به گفته رهبر حکیم انقلاب، «امروز قدم اول و اولین کار در اتحاد دنیای اسلام ضد این باند جنایتکار و باند تروری که بر فلسطین حکومت میکنند و غصب کردند سرزمین فلسطین را این است که کشورهای اسلامی ارتباطات اقتصادیشان را به کلی با این باند جنایتکار قطع کنند.» البته سران برخی کشورهای اسلامی رفتارهای دوگانهای دارند به طوری که در شعار و حرف از جنایتهای رژیم کودککش ابراز انزجار میکنند، اما عملاً نهتنها کاری برای توقف ماشین کشتار جمعی و نسلکشی شبکه جهانی صهیونیسم نمیکنند، بلکه شوربختانه مبادلات تجاری با این غده سرطان منطقه غرب آسیا را ادامه میدهند.
طبعاً این کنشها به معنی آن نیست که دنیای اسلام نمیتواند جریان و شریان حیاتی رژیم صهیونیستی را قطع کند، چراکه ابزارهای لازم برای تحقق چنین مهمی موجود است. به باور برخی کارشناسان از جمله محمدطاهر رحیمی، یکی از راهبردهای تضعیف رژیم صهیونی، توسعه شدید کریدور INSTC است که مسیر ارتباطی شرق و جنوب شرق آسیا را با محوریت «جمهوری اسلامی ایران» به روسیه و اروپا را دو هفته کوتاهتر و اقلاً ۳۰ درصد ارزانتر میکند. در قیاس با مسیر سنتی دریای مدیترانه- کانال سوئز- دریای سرخ- تنگه باب المندب. جریانات دانشجویی و مردمی برای تضعیف پایدار رژیم منحوس صهیونیستی و تقویت پایدار جبهه مقاومت، از دولت و وزارتخانههای مربوطه باید توسعه چنین کریدورهایی را مطالبه کنند. قطع جریان و شریان حیاتی رژیم صهیونیستی و توقف ورود نفت و انرژی و کالا به سرزمینهای اشغالی یک ضرورت است، اما چگونه؟ برای بررسی چگونگی این مهم با فرشاد عادل، پژوهشگر مسائل استراتژیک به گفتگو نشستیم.
رهبر انقلاب اسلامی خطاب به مسئولان کشورهای اسلامی گفتند قطع شریانهای حیاتی رژیم صهیونیستی دست شماست و میتوانید ارتباط سیاسی و اقتصادی را قطع کنید. تحقق چنین امری چرا مهم است؟
این نکته بدیهی است که رژیم اسرائیل با قرار گرفتن در منطقه غرب آسیا که اکثریت آن کشورهای مسلمان هستند، به طور طبیعی نیازمند تعامل اقتصادی با این کشورهاست. از طرفی در جهان امروز با وضعیت جدیدی روبهرو هستیم. در وضعیت جدید به رغم پابرجا بودن رقابتهای طبیعی میان کشورهای مختلف، شاهد گره خوردگی اقتصادی گستردهای هستیم که میتواند بر رقابتهای قدرت نیز اثرگذار باشد. در این شرایط «چسبندگی اقتصادی» میان کشورهای مختلف عاملی اثرگذار بر روندهای امنیتی است. وضعیت جدید را میتوان به عنوان وضعیت «برابری اقتصاد و امنیت» توصیف کرد، چراکه با استقبال امریکا از روندهای زمینهساز جهانی شدن به عنوان تنها ابرقدرت جهان پس از جنگ سرد، شرایط لازم به منظور گره خوردگی بازارها به یکدیگر و ایجاد جامعه اقتصادی به هم پیوسته بینالمللی فراهم شد. این شرایط مترادف بود با افزایش حجم جریانهای مالی بینالمللی و درهم پیچیدن زنجیرههای تأمین و ارزش در سطح جهان که در نهایت اقتصاد و واکنش بازارها را به امری غیر قابل چشمپوشی برای قدرتهای بزرگ بینالمللی تبدیل کرد.
