
اقتصاد۲۴- میرا قربانی فر – لایحه بودجه ۱۴۰۳ در حالی طی هفته گذشته منتشر شد که با حواشی و انتقادات جدی مواجه بوده است. نگاهی به جزئیات لایحه بودجه ۱۴۰۳ نشان میدهد سازوکارهای افزایش حقوق و وصول مالیات به ضرر اقشار حقوق بگیر تنظیم شده است.
یکی از برجستهترین نکات بودجه ۱۴۰۳ افزایش قابل توجه سهم درآمدهای مالیاتی از سرجمع منابع لایحه تدوین شده توسط دولت و سازمان برنامه و بودجه است. نگاهی به جدول سقف درآمدهای دولت نشان میدهد در حالی که درآمدهای تعیین شده از محل مالیات برای وصول در سال ۱۴۰۳ حدود ۳۷۰ همت رشد کرده که ظاهرا قسمت جدی از این افزایش روی دوش حقوق بگیران است. هم چنین بر اساس لایحه بودجه ۱۴۰۳ سقف درآمدهای مالیاتی از ۷۴۸ هزار میلیارد تومان سال ۱۴۰۲ با افزایش ۵۰ درصدی و رشد ۳۷۰ هزار میلیارد تومانی به یک هزار ۱۲۰ هزار میلیارد تومان خواهد رسید.
به گزارش اقتصاد ۲۴، شاید همین موارد نیز باعث شده که بسیاری، این مدل دریافت مالیات را به روش داروغه ناتینگهام تشبیه کنند. از مهمترین موارد در سبک دریافت مالیات توسط داروغه ناتینگهام (در داستان رابین هود) همین بود که او نه از ثروتمندان بلکه از ضعیفترین و پایینترین اقشار دریافت میکرد. حالا، اما به نظر میرسد مساله مالیات در بودجه ۱۴۰۳ را باید در سبک مالیات گیری داروغه ناتینگهام ارزیابی کرد، سبکی که ریشه در داستانی دارد که اخیرا بهادری جهرمی سخنگوی دولت سیزدهم آن را مجددا مطرح کرد و در پایان به همین سبک از آذری جهرمی وزیر ارتباطات دولت حسن روحانی پاسخ شنید که ماجرای داروغه ناتینگهام را برعکس متوجه شده است!
در این میان، آلبرت بغزیان، اقتصاددان و استاد دانشگاه درباره این روند اعتقاد دارد که هر چقدر تکیه بودجه به مالیات باشد به نفع اقتصاد است، اما این روش اجرا که قرار است ۹۰ درصد مالیات از حداقل بگیران تامین شود از مشکلات و بحرانهای جدی این طرح است.
بغزیان، درباره روند تازه دریافت مالیات از شهروندان در بودجه ۱۴۰۳ به اقتصاد ۲۴ میگوید: «مساله مالیاتها در ایران از همان ابتدا اشتباه و غلط پایه گذاری شده و بنابراین تغییر قوانین نیز در این زمینه به نوعی تضییع حق محسوب میشود. توجه کنید اگر از همان ابتدا بحث دریافت مالیاتها بر روی یک پایه اصولی بنا میشد و درست تنظیم میشد اکنون نیاز نبود که بخشی از قوانین را عوض کنند یا بر گروههای پرداخت کننده، اضافه کنند یا پایه مالیاتی را افزایش بدهند، یا به درآمدهای پایینتر و ابتدایی نیز مالیات وضع کنند، در حالی که در بسیاری از مواقع معاف بوده است.
این تغییرات مداوم یا اضافه شدن پایههای مالیاتی به طور مکرر نشان میدهد که به نوعی هرچند بحث اقتصادی ماجرا درست است، اما از نظر اجتماعی از همان ابتدا نباید ایجاد حقی میشد که حالا با حذف آن، تضییع حق صورت بگیرد و این روند نیز عادلانه بودن این مسیر را نشان نمیدهد.»

