
جمعیت مرا با خود میبرد، اما دلم هنوز همانجا مانده است؛ پای همان قاب، پشت همان حفاظ، کنار همان مزار.
به گزارش مجله خبری نگار،اینک که در انتهای این صف طویل ایستادهام و برای رسیدن به رواق دارالذکر از این صحن به آن صحن و از این رواق به آن رواق میروم، صحنههایی آشنا، از پس پرده خاطراتم سر برمیآورند و در ضمیرم جان میگیرند. صحنههایی از گذشتههای دور در دل یک روز تابستان.
