میگویند «تاریخ تکرار میشود»؛ اگر این معرفت عامیانه را بپذیریم، بنابراین باید بگوییم مردان تاریخی هم دگربار زاییده میشوند؛ مردانی پولاد دل که همه وجودشان یقین به خدا و ولیّ خداست؛ مردانی پُراراده که اگر به کوه روی آورند، آن را از جای برمیکنند و پرچم پیروزمند آنها به هر شهر روی نهد، آنجا را از لوث اشرار میزداید؛ مردانی که در مواجه با اشقیایِ غدار و مستکبر، ذرهای هراس بر دل راه نمیدهند، اما «إِنَّما یخْشی الله» هستند و از خشیت الهی، صدای گریههایشان دل شب را میشکافد؛ مردانی که در برابر دشمنان خدا سختتر از صخره هستند، اما طاقت ناله یتیمان را ندارند. مردانی از جنس مالکاشتر که در طول تاریخ تکثیر شدهاند و ما نیز مفتخریم که معاصر با یکی از همان مالکاشترها بودهایم؛ مالک اشتری به نام حاج قاسم سلیمانی که نسبتش با نایب امام عصر (عج) همان نسبت مالک بود با امیرالمومنین علی (ع).
نشان ذوالفقار از دستان مبارک نایب امام زمان (عج) سر در گریبان داشت و خاکسار مقام ولایت بود؛ آنگاه که با اشک فرزندان شهدای مدافع حرم میگریست و دست نوازش خود را بر صورت این فرشتگان میکشید؛ آنگاه که شجاعانه شقیترین اشقیاء یعنی سردمداران رژیم تروریستی و استکباری آمریکا را به مبارزه طلبید؛ آنگاه که در یک قدمی موضع تروریستهایِ تا بن دندان مسلح تکفیری، خروشید و بر کسانی که دلسوزانه او را از پیشتر رفتن، برحذر میداشتند، غضب کرد و ترس از گلوله را مضحک دانست.
