سردار غلامرضا کرمی، جانشین سردار شهید حاجقاسم سلیمانی در لشکر۴۱ثارالله کرمان و حمید بناء، نویسنده سینما، تلویزیون و ادبیات پایداری از تواضع، مسئولیت اجتماعی و چرایی ماندگاری الگوی حاجقاسم میگویند
جوان آنلاین: سردار شهید حاجقاسم سلیمانی فقط یک فرمانده نظامی نبود. او در میدان عمل، خانواده، اجتماع و فرهنگ، معنای «پدر بودن» را زندگی کرد. از احترام عمیق به والدین و رسیدگی به مردم روستای زادگاهش قنات ملک تا ارتباط صمیمی با رزمندگان، توجه به جوانها و احساس مسئولیت نسبت به دردهای جامعه، سلوکی از خود به جا گذاشت که رهبر معظم انقلاب از آن با عنوان «مکتب حاجقاسم» یاد کردند؛ مکتبی ریشهدار، عملی و قابل الگو شدن. در این صفحه و به مناسبت سالگرد شهادت سردار دلها، دو گفتوگوی مکمل کنار هم قرار گرفته است؛ یکی روایتی میدانی و نزدیک از سلوک و رفتار حاجقاسم و دیگری نگاهی فرهنگی و تحلیلی به معنای «پدر بودن» و آرمانگرایی در زندگی او. در گفتوگوی نخست، سردار غلامرضا کرمی، جانشین سردار شهید در لشکر۴۱ثارالله کرمان با خاطراتی عینی و کمتر شنیدهشده، از زندگی روزمره، تواضع، ایمان حاجقاسم به جوانها و چرایی ماندگاری این الگو میگوید؛ روایتهایی که نشان میدهد چرا مکتب حاجقاسم هنوز هم برای امروز ما حرف دارد. اگر میخواهید حاجقاسم را نه در قاب شعار، بلکه در جزئیات زندگی، رفتار و انتخابهایش بشناسید، خواندن گفتوگوی نخست این صفحه با جانشین سردار، شروع خوبی است.
چگونه رفتار حاجقاسم سلیمانی با والدین، مردم روستای زادگاهش و دیگر مردم، نمونهای از مکتب عملی و مسئولیت اجتماعی ایشان را نشان میدهد؟
وقتی مقام معظم رهبری از «مکتب» حاجقاسم سخن میگویند، منظور شخصیتی است که در موقعیتهای مختلف زندگی حرف برای گفتن دارد و رفتار او قابل الگو شدن است. چنین شخصیتی میتواند در عرصههای گوناگون زندگی اجتماعی الهامبخش باشد. روابط اجتماعی حاجقاسم پر از نمونهها و روایتهای ملموس است، بهویژه رفتار او با اقوام، هممحلیها و نزدیکان. برخلاف بسیاری از مسئولان که پس از تصدی مسئولیت کمتر به روستای خود توجه میکنند، حاجقاسم همیشه به روستای زادگاهش، قناتملک در شهرستان بافت، اهمیت میداد. تا زمانی که والدینش زنده بودند، سر زدن به آنها جزو اولویتهای اصلی بود و احترام به والدین رکن اساسی زندگیاش بود. در سال۱۳۹۶، زمانی که خانوادهای از شهدا در کرمان داغدار بودند، حاجقاسم برای تسلیت به خانه آنها رفت و با احترام و عاطفه خاص با خانواده برخورد کرد. او بارها به نقش مادران دوران دفاع مقدس اشاره میکرد و خود نیز علاقه زیادی به مادرش داشت. در سفر آخر هم توانست در کنار بستر مادر حضور یابد و این لحظه برایش اهمیت ویژهای داشت. رفتار او با پدرش نیز نمونههای روشنی دارد. چون پدر به دلیل کهولت سن تعادل نداشت، حاجقاسم پشت سرش حرکت میکرد و بازویش را میگرفت تا تعادلش حفظ شود و در جلسات روضه نیز او را با عزت و احترام کنار خود مینشاند. این سلوک، الگویی عملی و ارزشمند برای رفتار با والدین است که برای جوانان قابل استفاده است. حاجقاسم ریشههای خود را فراموش نکرد؛ به مسجد روستا توجه داشت، جلسات ارتباط با مردم برگزار میکرد و رسیدگی به نیازمندان و خانوادههای محروم برای او اهمیت داشت، حتی فردی را مأمور کرده بود تا وضعیت آنها را بررسی و در صورت نیاز کمک کند. دیدارهای او با مردم اغلب در همان روستا انجام میشد که باعث توجه مسئولان و بهبود امکانات روستا از جمله برق و تلفن شد. به این ترتیب، حضور و توجه حاجقاسم محدود به یک نقطه نبود و آثار آن به روستا و حتی مناطق اطراف نیز گسترش یافت. این شیوه رفتاری، نمونهای برجسته از توجه مستقیم و اثرگذاری غیرمستقیم او بر جامعه است.
از نگاه گسترده و تواضع حاجقاسم در حفظ ارتباط با رزمندگان و همکارانش بگویید. چگونه این نگاه الگویی عملی برای مسئولان و افراد در جامعه ایجاد میکند؟
