قبل از هر چیز از پیشینهای برایمان بگویید که انگیزههای شما در شکلگیری فصلنامه بود.
در جریان مطالعه و تحقیقات گروهی پیرامون
معماری بومی ایران و طی سفرهای متعدد به منظور جمعآوری مستندات،
حساسیتهایی در این زمینه برایمان ایجاد شد و در طول این دوره ظرافتها و
ارزشهای بومی مستتر در معماری و اهمیت این هماهنگی بیش از پیش ملموستر
شد. مسئله از این قرار است که امروز فاصله میان ارزشهایی را در ساختار
زیستی بومی شاهدیم که در دوره طولانی گذشته تاریخ ایران هماهنگ و یکپارچه
در تمامی حوزههای زندگی نمایان بوده است و در طول چند دهه اخیر تغییر و
تحولات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی این یکپارچگی را تهدید و مخدوش کرده است.
امروز شاهدیم که روستاهایمان همانند شهرها با یک ضوابط ساخت و ساز و
مصالح متفاوت و بدون هماهنگی با بافت بومی خود در تمام جهات تغییر هویت
مییابند؛ این در حالی است که اساساً روستا زمانی معنی پیدا میکند که
بتواند مستقل و خودتولید عمل کند. از سوی دیگر اگر در گذشته استادکاری
ساختمانی را در روستایی میساخت، طبیعت، ارزشهای فرهنگی و آیینها و
محیط-زیست خود را میفهمید و این موارد برایش اهمیت داشت؛ جریان همگونی که
به نظر میرسد امروز از آن بسیار فاصله گرفتهایم.
