هرچند نظریات طرح شده توسط تافلر در سلسله مباحث و کتابهای وی بیشتر ناظر به «گسستهای پی در پی و گستردهی انسان معاصر با گذشته خویش و عدم توانایی تطابق بشر با سرعت و وسعت تحولات در حال روی داد است، اما از چارچوب نظری او میتوان در جهت طرح آینده پژوهشیهایی در حوزه «مناسبات جهانی» و «جابجایی قدرت» در عرصه روابط بین الملل؛ در آینده استفاده نمود.
با طرح این پیش فرض که «آینده بشر لزوماً امتداد گذشته وی نیست» و احتمال گسست مناسبات فعلی در حوزه روابط بین الملل و جابجاییهای قدرت در جهان» میتوان سؤالات گوناگونی را در حوزه «هژمون آینده جهان» مطرح نمود. یکی از این سؤالات میتواند در مورد چگونگی تصور جهان پس از افول قدرت امریکا در آینده باشد. به این معنی که آینده جهان پس از افول قدرت برتر و هژمونی مطلق ایالات متحده امریکا چگونه خواهد بود؟ نظام حاکم بر مناسبات جهان پس از امریکا از چند قطب تشکیل خواهد شد؟ چه مؤلفههای نوینی در تغییر یا تعدیل در توازن نظام بین المللی مؤثر خواهند بود؟ و سؤالاتی از این دست که میتواند ادامه داشته باشد.
مکس تگمارک (max Tegmark) دانشمند سوئدی – امریکایی در کتاب خود بنام: «انسان در عصر هوش مصنوعی» میگوید: «ما در آستانه عصر جدیدی قرار داریم. آنچه ما زمانی آن را داستان علمی – تخیلی به شمار میآوردیم به سرعت رنگ واقعیت به خود میگیرد.» در اینجا برای توضیح بیشتر یک سؤال دیگر مطرح میکنیم:
