حکمرانی عادلانه با زهد مدیران در مصرف آغاز میشود و با مهار درونی قدرت از طریق شفافیت و پاسخگویی ادامه مییابد
جوان آنلاین: تاریخ، همچون رودی عظیم همواره در گذر است، اما برخی از چشمههایش آنچنان پرتوانند که نه تنها مسیر جاری را شکل میدهند، رسوب زمان را نیز از خویش میزدایند و طراوت نخستین را به یاد میآورند. سیره نبوی «ص»، در بستر تأسیس مدینه فاضله بیش از آنکه مجموعهای از احوال و شمائل باشد، یک «متدلوژی حکمرانی» است که مبانیاش بر ستونهای محکم عدالت و زهد استوار شدند.
در میان سرچشمههای تمدنساز بشری، کمتر شخصیتی بهسان حضرت رسول اکرم «ص» تجلی تضاد معنادار میان متعالیترین مقام و ملموسترین زندگی بوده است. ایشان، مبعوثی از دل قوم رسالتش بنا نهادن مدینهای بود که در آن سقف بلند عرش و کف خاکی کوچه با یک نخ تسبیح به هم پیوند میخورد، اما روزگار، عادت دیرینهاش را تکرار کرد؛ عادت به فاصله انداختن میان مردم و الگوی اصیل. در گذر قرون، آن قامت راستین که سایه بر زمین میانداخت، کمکم رخت برکشید و در غبار کلام به هیئتی دستنیافتنی بدل شد؛ اسطورهای که سیره عملیاش در عظمت کلامیاش گم شد.
سیر تحول فهم سیره نبوی، حکایت از یک نزول تدریجی از «واقعیت ملموس حکمرانی» به سمت «تجرید کلامی» دارد. بنیانگذار این دولت نه تنها رهبری دینی بود که «حکمی از آسمان» بر زمین آورد، بلکه خود مدیرعامل، قاضیالقضات، فرمانده جنگ و در عین حال، بازرگان و کفیل امور معیشتی بود. سیره پیامبر «ص» در روزگار حیات ایشان، یک متن زنده و در حال اجرا بود؛ متنی که هر ساعت در مواجهه با داد و ستدها، نزاعهای قبیلهای و نیازهای روزمره یک جامعه در حال تولد تصحیح و تکمیل میشد.
پدیده «قدسیسازی» که پس از عصر نبوی و بهویژه با تثبیت قدرت سیاسی و شکلگیری دولتهای گسترده اسلامی رخ نمود، فاصله میان مقام آسمانی و عملکرد زمینی پیامبر «ص» را افزایش داد. در این دوران، پیامبر «ص» از «حاکم در میان مردم» به «منبع عصمت متعالی» تبدیل شد. این تغییر الگووارهای (پارادایمی)، اگرچه به حفظ احترام و تبیین مقام رفیع ایشان کمک کرد، اما بهطرز ناگواری، ابعاد مدیریتی و عملیاتی سیره ایشان را در سایه فرو برد.
