
به گزارش بولتن نیوز،دونالد ترامپ، نامزد حزب جمهوریخواه با
تندخویی همیشگی خود در یک سوی این شکاف قرار گرفته است. او گفت:
«آمریکاگرایی و نه جهانگرایی، عقیده ما خواهد بود.» عقاید او در مخالفت با
تجارت آزاد توسط جبهه برنیسندرز از حزب دموکرات نیز انعکاس یافت. البته
در این مورد آمریکا تنها نیست. در سراسر اروپا سیاستمدارانی به برتری دست
یافتهاند که جهان را مکانی نحس و تهدیدآمیز میپندارند و میگویند که
ملتهای عاقل باید برای دور نگهداشتن آن دور مرزهای خود دیوار بکشند. چنین
بحثهایی در مجارستان به انتخاب یک دولت فوقملیگرا انجامید و در لهستان
نیز موجب شد دولتی روی کار بیاید که تلفیقی ترامپگونه از بیگانههراسی و
بیاعتنایی به نرمهای قانونی را در پیش گرفته است. احزاب چپ یا راست
پوپولیست قدرت طلب این روزها نزدیک به دو برابر سال 2000 طرفدار دارند ا در انتخابات به پیروزی دست یابند. پس از
کمونیسم، این بزرگترین خطری است که جهان آزاد را مورد تهدید قرار میدهد.
امروز هیچ چیز در جهان مهمتر از مقابله با این روند نیست. اکونومیست در
ادامه با اشاره به اینکه با بلندتر شدن دیوارهای بین کشورها استانداردهای
زندگی نیز کاهش مییابد نوشت، نظامهای چندجانبه، نهادها، قوانین و اتحاد
کشورها به بازسازی اروپای پس از جنگ جهانی کمک کرد، نظام کمونیستی چین را
به اقتصاد جهان متصل کرد و بیشترین میزان فقرزدایی را در تاریخ بشر رقم زد.
حالا طرفداران دنیای آزاد که میتوان آنها
را هم در احزاب چپ یافت و هم در احزاب راست، باید راهی برای پیروزی بیابند.
بهترین شیوه برای این هدف از کشوری به کشور دیگر متفاوت است. در هلند و
سوئد احزاب میانهرو با یکدیگر همبستگی یافتند تا ملیگرایان را به کنار
برانند. در فرانسه هم چنین اتحادی ماری لوپن را در انتخابات ریاستجمهوری
سال 2002 ناکام کرد. شاید بریتانیا هم نیازمند یک حزب میانهروی جدید باشد.
