همسر مرحومم چندین بار به امیرحسین گفته بود: تو شهید شو تا من پدر شهید بشوم. من وقتی متوجه این حرفش شدم به همسرم گفتم: تو چطور دلت میآید این را بگویی؟ همسرم گفت: شهادت بالاترین افتخار است… پدر امیرحسین جانباز دفاع مقدس بود، اما هیچ وقت قبول نکرد دنبال کارهای جانبازیاش برود. حتی نخواست شغل دولتی برود. در میدان ترهبار کار میکرد
جوان آنلاین: شهید امیرحسین فخریقهی، نخبه نرمافزار سایبری و از پاسداران گمنام کشورمان بود که در جریان جنگ تحمیلی چهلروزه در بمباران دشمن امریکایی- صهیونیستی به شهادت رسید. امیرحسین متولد ۱۳۷۸ در خیابان ۱۷ شهریور تهران و تنها پسر خانواده بود که بعد از فوت پدرش، خود را مکلف میدانست که از خانواده نگهداری کند. شهید فخری در روز ۱۱ اسفندماه ۱۴۰۴ با اصابت پرتابه دشمن به محل کارش به شهادت رسید و پیکر پاکش در روز ۱۵ اسفند در گلزار شهدا و قطعه ۴۲ تشییع و خاکسپاری شد. اشرف کثیری، مادر شهید، در گفتوگو با «جوان» درباره تنها پسرش میگوید: «امیرحسین نذر امام حسین (ع) بود. هر وقت اسمش را صدا میکردم به یاد امام حسین (ع) میافتم. پسرم مثل آقا امام حسین (ع) لبتشنه با زبان روزه شهید شد…»
کمی از خانوادهتان بگویید. گویا پدر شهید هم از جانبازان دوران جنگ دفاع مقدس بودند؟
پسرم امیرحسین متولد ۲۸ دیماه ۱۳۷۸ در تهران بود. شهید در خانوادهای به دنیا آمد که پدرشان مرحوم محمد فخری هم سابقه شرکت در جبهههای جنگ تحمیلی به عنوان پرستار و بهیار را داشت. پدر امیرحسین در دفاع مقدس چنددرصدی شیمیایی شد. در یک عملیات وقتی گاز شیمیایی میزنند، همسرم که ماسک به صورتش بود، وقتی میبیند رفیقش ماسک ندارد، ماسک خود را به ایشان میدهد و خودش چفیه جلوی صورتش میگیرد. این کارش باعث میشود درگیر عارضه بیماری شود. همسرم علاوه بر حضور در خط مقدم، کار بهیاری هم انجام میداد و مجروحان را مداوا میکرد. طی همان عملیاتی که گفتم، مدت زیادی از ایشان خبری نبود؛ طوری که خانوادهاش فکر کردند شهید شده و برایش مراسم گرفته بودند. ولی بعد از مدتی از جبهه برگشتند. همسرم به درجه رفیع شهادت نائل نشد، ولی پسرش راه او را ادامه داد و به شهادت رسید.
همسرتان چه شیوه تربیتی را در خانه اعمال میکردند؟
