جنگ و فرارسیدن زمانه تقویت جایگاه زبان میهن‌افروز فارسی / رسانه های جهانی خشونت را «بشردوستانه» بزک می کنند

 گروه اندیشه: دکتر محمدامین ناصح، پژوهشگر و استاد دانشگاه در یادداشتی که در ایبنا منتشر شد، به واکاوی «سیاست زبانی» در میدان‌های نبرد پرداخته است. او معتقد است قدرت‌های مستکبر و رسانه‌هایشان با گزینش هوشمندانه کلمات، مفاهیم خشونت‌آمیز و تجاوزکارانه را در لفافه‌ای از واژگان مثبت نظیر «مداخله بشردوستانه» یا «تأمین امنیت» می‌پوشانند تا افکار عمومی را مدیریت کنند. این مهندسی زبانی، راه را برای مشروعیت‌بخشی به جنگ و استعمار باز می‌کند. در مقابل، ناصح به پدیده «تحریم زبانی» به عنوان یک واکنش دفاعی اشاره می کند. ملت‌های تحت‌ستم پس از تجربه تهاجم، زبان مهاجم را نماد سلطه دانسته و با طرد آن، به حفظ هویت و کرامت خود می‌پردازند. این کنش، تلاشی آگاهانه برای مقابله با «زبان‌کشی» است. نویسنده در نهایت نتیجه می‌گیرد که با درک این واقعیت که زبان هسته هویت اجتماعی است، باید در دوران پساجنگ برای تقویت جایگاه زبان فارسی به عنوان نماد پایداری ملی بیش از پیش کوشید. این یادداشت را در ادامه می خوانید: 

۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ – ۱۵:۵۹
جنگ و فرارسیدن زمانه تقویت جایگاه زبان میهن‌افروز فارسی / رسانه های جهانی خشونت را «بشردوستانه» بزک می کنند

 گروه اندیشه: دکتر محمدامین ناصح، پژوهشگر و استاد دانشگاه در یادداشتی که در ایبنا منتشر شد، به واکاوی «سیاست زبانی» در میدان‌های نبرد پرداخته است. او معتقد است قدرت‌های مستکبر و رسانه‌هایشان با گزینش هوشمندانه کلمات، مفاهیم خشونت‌آمیز و تجاوزکارانه را در لفافه‌ای از واژگان مثبت نظیر «مداخله بشردوستانه» یا «تأمین امنیت» می‌پوشانند تا افکار عمومی را مدیریت کنند. این مهندسی زبانی، راه را برای مشروعیت‌بخشی به جنگ و استعمار باز می‌کند. در مقابل، ناصح به پدیده «تحریم زبانی» به عنوان یک واکنش دفاعی اشاره می کند. ملت‌های تحت‌ستم پس از تجربه تهاجم، زبان مهاجم را نماد سلطه دانسته و با طرد آن، به حفظ هویت و کرامت خود می‌پردازند. این کنش، تلاشی آگاهانه برای مقابله با «زبان‌کشی» است. نویسنده در نهایت نتیجه می‌گیرد که با درک این واقعیت که زبان هسته هویت اجتماعی است، باید در دوران پساجنگ برای تقویت جایگاه زبان فارسی به عنوان نماد پایداری مل/p>

نمونه‌های مزبور گواهی است بر این واقعیت که در طول جنگ‌ها و درگیری‌های استعماری، جوامع اغلب زبان یا گویش مهاجم را «تحریم» می‌کنند (از کاربرد آن امتناع می‌ورزند، آن را مسخره می‌کنند، یا آن را در زندگی عمومی و خصوصی جایگزین می‌سازند) در حالی که زبان یا گویش خود را به عنوان نمادی از کرامت و بقا ارتقا می‌دهند.

این اقدامات به شدت با نظریه‌هایی گره خورده‌اند که زبان را هستۀ هویت اجتماعی، حافظه فرهنگی و مقاومت سیاسی می‌دانند و لذا سلطه زبانی امپریالیستی یا استعماری به عنوان عامل هویت‌کاهی یا «زبان‌کشی» (linguicide) تجربه می‌شود. «دوران پساجنگ اخیر، مجالی است برای بازاندیشی در سیاست‌گذاری‌های زبانی همسو با تقویت جایگاه زبانِ میهن‌افروز فارسی».

۲۱۶۲۱۶

منبع  : خبر آنلاین

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *