
اقتصاد۲۴ – یک استاد دانشگاه جغرافیای سیاسی درباره آینده تنشها میان ایران و طالبان میگوید: طالبان همه گروهها و قومیتهای افغانستان را در بر نمیگیرد. باید این استراتژی را مد نظر داشته باشیم و حوزه داخلی افغانستان را مدیریت کنیم.
به گزارش شفقنا، محمد گلافروز در پاسخ به این سوال که در تنش اخیر ایران و طالبان نقطه شروع حقآبه هیرمند بود و سپس به درگیریهای مرزی نیز کشیده شد، چقدر احتمال دارد این تنشها در آینده جدیتر شود؟ اظهار داشت: به گفته آقای امیرعبدالهیان جمهوری اسلامی ایران حکومت طالبان را به رسمیت نمیشناسد، برای بررسی این موضوع باید دو مساله را در نظر گرفت و سپس نتیجه گیری کرد. اولین مساله ویژگی عموم کسانی است که به حکومت طالبان ملحق شده اند. اینها از قوم غلجایی و درانی هستند و در تاریخ خود حکومتها را دست به دست میکردند.
در ۵۰ سال اخیر غلجاییها حکومت افغانستان را در دست داشتند. از ترکی تا نجیب الله و حامد کرزای و اشرف غنی. امروز هم که طالبان در کابل مستقر است همین اقدام حکومت را در دست گرفته اند. پیشینه اینها نشان میدهد که همواره رقابتی تنگاتنگ با حکومتهای مرکزی ایران داشتند حتی در دورهای صفویان حکومت آنها را منقرض کردند و توانستند آن سرزمین را بگیرند. درانیها که بیشتر موافق ایران هستند در این دوره در حکومت افغانستان نبودند. پس باید به ویژگی قومیتی توجه داشت. غلجاییها هیچ گاه با ایران رابطه خوبی نداشتند و این نگاه تنها منحصر در دوره حاکمیت جمهوری اسلامی نیست.
وی افزود: مساله بعدی ایدئولوژی این قومیت و این گروه است؛ مبنای فکری آنها با ایدئولوژی شیعیان و حکومت جمهوری اسلامی تفاوت زیادی دارد. آنچه طالبان برای حکومت خود در نظر دارد از جمله این تفاوتها است. آنها بیست سال پیش ابتدا اعلام کردند که مایل به تشکیل حکومتی جهانی و بین المللی هستند، ولی حرفها و تعهدات آنها در قطر در سطح ملی بود و اعلام کردند فقط حکومت را در افغانستان به دست میگیرند، اما تفکر طالبان امارت اسلامی را تنها در افغانستان مد نظر ندارد.
آنها به حکومتی فرا ملی و حتی فرا منطقهای چشم دوخته اند. از این رو طالبان اخیرا به طور جدی مباحث جهادی را دنبال کرده است. داشتن این همه نیروی جهادی و تا بن دندان مسلح به چه منظوری است؟! مشخص است که طالبان اهدافی برون مرزی دارد.
