در بحرانهای معاصر، جنگ فقط در میدان نبرد رخ نمیدهد؛ بخش مهمی از آن در عرصه روایت، تصویرسازی رسانهای و شکلدهی به حافظه جمعی جریان دارد
جوان آنلاین: در بحرانهای معاصر، جنگ فقط در میدان نبرد رخ نمیدهد؛ بخش مهمی از آن در عرصه روایت، تصویرسازی رسانهای و شکلدهی به حافظه جمعی جریان دارد. از همین منظر، داوری درباره مسئول آغاز دور تازه تقابل میان ایران و امریکا، بدون توجه به توالی وقایع، نقض تعهدات، تخریب مسیر دیپلماسی و نحوه بازنمایی این رخدادها در رسانهها، داوریای ناقص و گمراهکننده خواهد بود.
پرسش از اینکه مسئول آغاز دور تازه جنگ چه کسی است، بیش از آنکه یک پرسش صرفاً نظامی باشد، مسئلهای سیاسی، رسانهای و فرهنگی است. در جهان امروز، حقیقت جنگ فقط در شمار حملات و پاسخها خلاصه نمیشود، بلکه در نحوه روایت رخدادها، در چگونگی تنظیم افکار عمومی و در بازسازی یا تحریف حافظه تاریخی ملتها نیز خود را نشان میدهد. از اینرو، برای داوری منصفانه درباره تحولات پس از ۱۷ تیرماه ۱۴۰۵، باید از سطح واکنشهای لحظهای فراتر رفت و زنجیره وقایع را در پیوند با یکدیگر دید.
در ۲۸ خرداد ۱۴۰۵، یادداشت تفاهمی بهصورت مجازی میان رئیسجمهور ایران و رئیسجمهور امریکا امضا شد. مطابق بند نخست این تفاهم، جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده امریکا، همراه با متحدان خود در جنگ جاری، پایان فوری و دائمی جنگ را در همه جبههها از جمله لبنان، اعلام کردند و متعهد شدند از هرگونه اقدام خصمانه، تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند. این بند، نه فقط یک ماده حقوقی، بلکه ستون اصلی تفاهم و مبنای اعتماد سیاسی میان طرفین بود.
اما تنها یک روز بعد، در ۲۹ خرداد، اسرائیل با بمباران شدید جنوب لبنان این تعهد را نقض کرد. این اقدام در ۳۰ خرداد نیز تکرار شد و بار دیگر جنوب لبنان آماج حملات قرار گرفت. از همین نقطه، نخستین شکاف جدی در اعتبار تفاهم پدید آمد. آنچه در متن توافق بهعنوان توقف جنگ ثبت شده بود، در میدان عمل از سوی متحد اصلی امریکا نادیده گرفته شد. از منظر رسانهای نیز اهمیت این نقطه در آن است که آغاز بحران، اگر از زمینه خود جدا شود، میتواند در روایتهای بعدی بهگونهای دیگر بازتعریف شود.
