جنگ بدون شلیک؛ روایتی از اِشغال نرمِ ذهن‌های جامعه

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در تئوری‌های کلاسیک نظامی، مفهومی به نام «مه جنگ» وجود دارد؛ وضعیتی که در آن به‌دلیل ابهام گسترده، فرماندهان قادر به تشخیص واقعیت از شایعه نیستند. امروزه این مفهوم به دنیای رسانه تسری یافته است. در ساعات اولیه وقوع هر حادثه بزرگ اعم از امنیتی، سیاسی یا اجتماعی جامعه در وضعیتی موسوم به «ساعت صفر» قرار می‌گیرد. در این بازه زمانی، «حقیقت» هنوز متولد نشده یا در میان آوارِ حادثه محبوس است، اما «روایت‌ها» با سرعتی نزدیک به نور متولد می‌شوند. در این یادداشت به بررسی این موضوع می‌پردازیم که چگونه الگوهای فوری روایت‌سازی، پیش از روشن شدن ابعاد فنی حادثه، ذهن جامعه را به تسخیر در می‌آورند.

۸ خرداد ۱۴۰۵ – ۱۹:۲۰
جنگ بدون شلیک؛ روایتی از اِشغال نرمِ ذهن‌های جامعه

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در تئوری‌های کلاسیک نظامی، مفهومی به نام «مه جنگ» وجود دارد؛ وضعیتی که در آن به‌دلیل ابهام گسترده، فرماندهان قادر به تشخیص واقعیت از شایعه نیستند. امروزه این مفهوم به دنیای رسانه تسری یافته است. در ساعات اولیه وقوع هر حادثه بزرگ اعم از امنیتی، سیاسی یا اجتماعی جامعه در وضعیتی موسوم به «ساعت صفر» قرار می‌گیرد. در این بازه زمانی، «حقیقت» هنوز متولد نشده یا در میان آوارِ حادثه محبوس است، اما «روایت‌ها» با سرعتی نزدیک به نور متولد می‌شوند. در این یادداشت به بررسی این موضوع می‌پردازیم که چگونه الگوهای فوری روایت‌سازی، پیش از روشن شدن ابعاد فنی حادثه، ذهن جامعه را به تسخیر در می‌آورند.

بنابر روایت تسنیم، یکی از بنیادین‌ترین اصول روان‌شناسی اجتماعی، انزجار ذهن انسان از «بلاتکلیفی» است. ذهن در مواجهه با یک حادثه شوک‌آور، نیاز دارد سریعاً به دو پرسش پاسخ دهد: «چه شد؟» و «مقصر کیست؟».

در ساعات اولیه، نهادهای رسمی به‌دلیل ضرورتِ دقت، معمولاً سکوت می‌کنند. این سکوت بزرگترین اشتباه است=”text-align:justify”>مدیریت روایت در ساعات اولیه، نیازمند یک «تغییر پارادایم» است. نهادهای رسمی باید بیاموزند که در بحران، «اطلاع‌رسانی ناقص اما سریع» بسیار کارآمدتر از «اطلاع‌رسانی کامل اما دیرهنگام» است. سکوت رسانه‌ای در عصر شبکه‌های اجتماعی، نه یک استراتژی احتیاطی، بلکه یک خودزنی سیستماتیک است.

نبرد در دنیای امروز، نبرد اشغال زمین نیست، بلکه نبرد اشغال ذهن است. الگوی روایت‌سازی در لحظات اولیه، تابعی از سرعت، جهت‌دهی عاطفی و پیش‌داوری‌های سیاسی است. برای مصونیت در برابر این الگوها، ارتقای «سواد رسانه‌ای» جامعه از یک سو و «چابک‌سازی پروتکل‌های خبری» از سوی دیگر، تنها راه دست‌یابی به یک روایت منصفانه و واقع‌بینانه از بحران‌هاست. حقیقت شاید دیر یا زود آشکار شود، اما هزینه‌ای که یک روایتِ مخرب در ساعات اولیه به ساختار اجتماعی تحمیل می‌کند، گاه تا سال‌ها جبران‌ناپذیر باقی خواهد ماند.

منبع  : خبر آنلاین

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *