
فیلم سینمایی «مرگِ یزدگرد» را به خاطر میآورید؟ ساخته سترگ بهرام بیضایی؛ آنجا که آسیابان، در برابر چشمان تفتیدهی بازجویان که میپرسند: چرا شاه را کشتی؟ فریاد زد: «شاه را من نکشتم… شاه پیش از آنکه پا به این خانه بگذارد، مرده بود!»
این استعارهای بود… اما واقعیت این است که اتفاق، همواره پیش از انتخاب رخ میدهد. و آدمی را اگر انتخابگر بدانیم، همواره از میان اتفاقهاست که انتخاب میکند.
آغاز جنگ، پیش از پزشکیان
واقعیتها نشان میدهد این مملکت و این دولت هم، زمانی به مسعود پزشکیان رسید که اتفاقات، پیش از او رخ داده بود. حرفها و حدیثها و واقعیات نشان میدهد که شرایط جنگی و خاص کشور، نه در دوران او که پیش از او شروع شده است و او در واقع در میانه یک جنگ، رئیسجمهور شده است. آن هم در برابر کسانی که مدعی بودند اسب زین شده، تحویل او داده اند!
روزهای دلخوشی کوتاه مدت
آن روزها دلخوشی مردم، امیدهای زندهشده با منتخبی از جنس خودشان بود. اما بعد از انتشار و وایرال شدن فیلم خرید رئیسجمهور منتخب به همراه نوهاش از یک سوپرمارکت، دیگر، خبرهایی از جنس دلخوشی و امیدبخش از رئیس جمهور جدید، نبود. یعنی اساساً دیگر تا مدتها خبری از پزشکیان نبود. همان کلیپ، آخرینش از همین جنس بود. اسرائیل، جاسوسها و ترورهایش اصلاً رخصت سرخوشی به مردم ندادند و فضای خبرها، ر این تاریخ لعنتی دارند گم میشوند. یعنی در نان و پنیر صبحانهشان ماندهاند و برای آنها که اینگونه زندگی میکنند، دیگر صداقت فلانکس یا تندرویهای بهمانکس، بیمعنا میشود. آنها حق دارند در شرایطی که درگیرش هستند، انتخابات و مشارکت و … را فراموش کنند، اما کسانی که با رأی ملت، روی سر جامعه نشستهاند، حق ندارند مردم و حال و روزشان را فراموش کنند.
مردم به «راستی و وفاق» رأی دادند تا «دستاورد راستی و وفاق» ببینند —نه آنکه شاهد همان چرخشهای ۱۸۰ درجهای باشند که پیشینیان را از شعار به ضد شعار کشاند.
امید که آینده ما، تکرار گذشته ما نباشد.

مهدی محمدی کلاسر_ دبیر اجتماعی تابناک
