به گزارش خبرگزاری آنا، با وجود حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به زیرساختهای ایران، ایالات متحده در این تجاوز نافرجام نتوانست حتی یک درصد از اهداف خود را بهطور کامل محقق کند. این شکست فاحش، بیش از آنکه ناشی از ضعف عملیاتی باشد، ریشه در عدم مشروعیت تجاوز امپریالیستی، پیچیدگیهای محیط راهبردی، محدودیتهای سیاسی داخلی آمریکا، هزینههای سنگین و غیرقابل تحمل جنگ و پویایی مقاومتی ملت و نظام ایران دارد. مجموعه این عوامل، نتیجه نهایی را به شکستی تاریخی برای سیاستهای جنگطلبانه واشنگتن تبدیل کرد و بار دیگر نشان داد که «قدرت مطلق» آمریکا در برابر اراده مستحکم ملتهای آزاده، چیزی جز توهم نیست.
نخستین نشانه شکست: اهداف مبهم و چندلایهای که فقط سرپوشی بر سیاستهای سلطهگرانه بود
واشنگتن در تبلیغات رسمی ادعا کرد هدف «کاهش تهدید ایران» است، اما در واقعیت، بخشهای جنگطلب پنتاگون و کاخ سفید به نام تغییر رفتار تهران، به دنبال ترمیم بازدارندگی فرسوده خود و حتی «بازطراحی توازن قوا به نفع رژیم صهیونیستی» بودند. این چندگانگی مفهومی، کارزار نظامی را به یک ماجراجویی بدون نقطه پایان روشن تبدیل کرد. حتی با تخریب بخشی از زیرساختهای ایران، آمریکا فاقد چارچوب سیاسی برای اعلام «پیروزی» بود؛ زیرا تجاوزش از ابتدا فاقد مشروعیت اخلاقی و حقوقی بود و فقط به عنوان ادامه سیاستهای استعماری قرن ۲۱ ظاهر شد.
