۱۳۹۴/۱۰/۱۷ ۱۴:۰۷

یکی از شبهات مطرح شده در زمینه رفتار سیاسی ائمه مساله صلح امام حسن مجتبی(ع) با معاویه است. در واقع علت صلح و سازش امام حسن علیهالسلام با معاویه چه بود؟ آیا جنگ علی علیهالسلام با معاویه، با صلح امام حسن علیهالسلام سازگار است؟(1)
در پاسخ به این سوال می توان گفت که به چند دلیل، امام حسن علیهالسلام نتوانست به مقصد اصلی، که جنگ شرافتمندانه با معاویه بود، بپردازد؛ لذا بنا به ضرورت حفظ اصل اسلام و نیز جلوگیری از خونریزی بینتیجه، از جنگ خودداری کرد و صلح را تحت شرایطی خاص قبول نمود.
دلایل صلح امام حسن علیه السلام
1. رویگردانی مردم از جنگ، و عدم حمایت از امام علیه السلام
سستی مردم در حمایت از امام، از مهمترین دلایل اقدام آن حضرت برای اتخاذ موضع جدید بود. هیچ کس نمیتواند مدعی شود که امام به جنگ با معاویه اعتقاد نداشته است.
وقتی امام برای جنگ با معاویه اعلام بسیج نمود که استمرار کار علی علیهالسلامبود خودش به نخیله رفت و ده روز در آنجا ماند. در این مدت چهار هزار نفر حاضر شدند، در حالی که سپاه معاویه دهها هزار جنگجو داشت و اکثر اهل کوفه به معاویه نامه نوشتند که ما با تو هستیم.(2)
ماجرای ساباط نیز یکی از مهمترین ن
(4) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 16، ص 22.
(5) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 3 (بیروت، دار صادر)، ص 405.
(6) طبرسی، اعلام الوری (تهران، دارالکتب الاسلامیه)، ص 205؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 44، چ دوم (تهران، اسلامیه، 1369)، ص 20؛ عبداللّه بحرانی، عوالم العلوم، ج 16، ص 175.
(7) ابن اثیر، همان، ج 3، ص 405.
(8) دینوری، اخبار الطوال (قاهره)، ص 220.
(9) مجلسی، همان، ص 147.
(10) مجلسی، بحارالانوار، ج 44 (بیروت، مؤسسة الوفاء، 1403، چ دوم)، ص 28 و 29؛ ابن اعثم، الفتوح (تهران، انقلاب اسلامی، 1372) چ اول، ص 770.
(11) همان، ص 19؛ تحف العقول، ص 227؛ عبداللّه بحرانی، همان، ج 16، ص 175؛ فرائد السمطین، تحقیق محمّد باقر محمودی (بیروت)، ج 2، ص 120.
(12) دینوری، همان، ص 220.
(13) بحارالانوار، ج 44، ص 29؛ ابن شهرآشوب، مناقب، ج 4، ص 35؛ عبداللّه بحرانی، همان، ج 16، ص 170.
(14) بلاذری، انساب الاشراف (مصر، دارالمعارف)، ج 2، ص 338.
(15) فرائد السمطین (تحقیق علامه محمّدباقر المحمودی، بیروت)، ص 124؛ بحارالانوار، ج 44، ص 19.
(16) نهج البلاغه، خطبه 97، «به خدا سوگند دوست دارم معاویه شما را با نفرات خود مانند مبادله درهم و دینار با من سودا کند. ده نفر از شما را بگیرد و یک نفر از آنها را به من بدهد!!»
(17) شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 12 ـ 14.
(18) همان، ص 12.
