ریزگردها که روزی فقط در کویر به چشم میخوردند حالا به فکر تسخیر جنگلهای زاگرس هستند
جوان آنلاین: روزگاری ریزگردها چهرهای آشنا برای استانهای خشک و کمآب و کویری مانند کرمان، سیستان و بخشهایی از شرق کشور بودند. پدیدهای که با وزش باد، افق را میپوشاند و نفس شهرها را تنگ میکرد. اما در دو دهه اخیر، این میهمان ناخوانده آرام و بیصدا از مرزهای جغرافیایی گذشته و ابتدا به خوزستان، سپس به استانهای مرکزی و امروز حتی به پهنههای جنگلی نیز رسیده است. واقعیت تلخ این است که سپر سبز زاگرس، این روزها خود زیر بار سنگین آلودگیها در حال فرسایش است. جنگلهایی که وظیفه تیمار و پالایش هوای ما را بر عهده دارند، اکنون بر اثر تراکم بیش از حد گازهای سمی صنعتی و غبار بیابانها، دچار خفگی، اختلال در فتوسنتز و کاهش زادآوری شدهاند. این تقابل نابرابر میان طبیعت پالایشگر و آلایندههای انسانساخت، ضرورت بازنگری در سیاستهای حفاظتی و توسعه فضای سبز را بیش از پیش نمایان میسازد. پژوهشهای علمی نشان میدهد؛ هر هکتار جنگل میتواند تا ۶۸تن گردوغبار را در هر بار وزش باد در خود رسوب دهد؛ ظرفیتی که برای شهرهای در معرض شنهای روان بهمنزله یک سد زیستی حیاتی است.
کرمانشاه در میانه زاگرس، هنوز یکی از مهمترین ذخیرهگاههای طبیعی غرب کشور را در اختیار دارد. پهنهای که در آن، درختان بلوط، بنه و سایر گونههای بومی بهسان دیواری زنده در برابر هجوم ذرات معلق ایستادهاند. این استان بهدلیل پوشش جنگلی انبوه، ظرفیت آن را دارد که بخشی از بار سنگین ریزگردها را پیش از ورود به بافت شهری مهار کند و کیفیت هوا را در سطحی قابلتحملتر نگه دارد. اما این ظرفیت، تنها زمانی اثرگذار خواهد بود که سایر استانها نیز در یک زنجیره هماهنگ حفاظتی قرار گیرند و مهمتر از آن، کانونهای تولید ریزگرد در داخل و بیرون از مرزها مهار شوند. به بیان دیگر، جنگل کرمانشاه میتواند سدی باشد که از سرچشمه، بحران را کنترل کند.
در همینراستا، رئیس جنگلداری و جنگلکاری اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان کرمانشاه میگوید: «ریزدگردها تنها یک توده خاک معلق نیستند. این ذرات در بسیاری موارد حامل آلایندههای خطرناکاند و با باد از کانونهای داخلی و خارجی جابهجا میشوند. درختان در این میان، نقش فیلترزیستی دارند و میتوانند بخشی از این بار آلاینده را جذب کنند.»
عبدالعلی جلیلیان تأکید میکند؛ توسعه کمربندهای سبز در حاشیه شهرها، هم از ورود ذرات به بافت شهری میکاهد و هم به بهبود شاخصهای سلامت عمومی کمک میکند.
آلودگی، دشمن خاموش جنگل
در نگاه نخست، جنگلها قربانیان خاموش گردوغبارند. اما در عمق ماجرا، خود این اکوسیستمها نیز زیر فشار آلایندهها فرسوده میشوند. درختی که باید نفس شهر را تازه کند، وقتی با گازهای سمی، ذرات فلزی، ازن، دیاکسید گوگرد و اکسیدهای نیتروژن روبهرو میشود، بهتدریج توان دفاعیاش را از دست میدهد. برگها زرد میشوند، روزنهها برای کاهش آسیب بسته میمانند، فتوسنتز افت میکند و رشد شاخه و ریشه کند میشود. در این وضعیت، جنگل نهتنها کمتر پالایش میکند، بلکه به اکوسیستمی آسیبپذیرتر در برابر خشکسالی و آتشسوزی نیز تبدیل میشود. رئیس بهرهبرداری و محصولات فرعی جنگلی و مرتعی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان کرمانشاه در این باره توضیح میدهد: «افزایش آلایندههای هوا مستقیماً باعث کاهش گلدهی، میوهدهی و در نهایت ضعف عمومی درخت میشود. برخی آلایندهها مانند ازن، با آسیب به روزنههای برگ، روند تنفس و تغذیه گیاه را مختل میکنند و در بلندمدت، زادآوری طبیعی جنگل را پایین میآورند.»
وحید عزیزی معتقد است که آلایندهها فقط به شاخوبرگ آسیب نمیزنند، بلکه زنجیره گردهافشانی و حیات حشرات مفید را نیز بر هم میزنند. رخدادی که بهظاهر کوچک است، اما در عمل، بازتولید جنگل را با بحران مواجه میکند.
بحران فراتر از مرزها
ریزدگردها در ایران حاصل ترکیب پیچیدهای از خشکسالیهای پیاپی، مدیریت ناکافی منابع آب، فرسایش خاک، تخریب پوشش گیاهی و کانونهای تولید گردوغبار در کشورهای همسایهاند. همین چندمنشأ بودن بحران، مهار آن را دشوارتر کرده است. وقتی باد از بیابانهای خشک داخلی، تالابهای آسیبدیده و کانونهای فرامرزی عبور میکند، ذراتی را حمل میکند که نه به مرز سیاسی اعتنا دارند و نه به فاصله شهری. به همین دلیل، مقابله با ریزگردها نمیتواند فقط در سطح استان یا حتی در سطح ملی تعریف شود؛ این یک مسئله منطقهای است که به دیپلماسی محیطزیستی، همکاری فرامرزی و اقدام همزمان در سرچشمهها نیاز دارد. در استانهای مرکزی نیز، آنچه روزی تهدیدی دور از ذهن تلقی میشد، اکنون به پدیدهای فصلی و گاه مزمن تبدیل شده است. شهرهایی که در گذشته بیشتر با آلودگی صنعتی یا ترافیکی مواجه بودند، امروز همزمان با ذرات بیابانی نیز دستوپنجه نرم میکنند. این تغییر جغرافیای بحران، نشان میدهد؛ ریزگردها دیگر یک معضل محلی نیستند؛ آنها به مسئلهای ساختاری در امنیت زیستمحیطی کشور تبدیل شدهاند.
در این میان، استانهای جنگلی مانند کرمانشاه، لرستان و بخشی از زاگرس میتوانند بهعنوان پهنههای نگهدارنده و تعدیلکننده عمل کنند. اما این نقش، بهخودیخود کافی نیست. اگر منشأها خشک نشوند، اگر خاک تثبیت نشود، اگر صنعت آلاینده مهار نگردد و اگر کمربندهای سبز توسعه پیدا نکنند، حتی جنگل هم زیر بار فرسایش خاموش، تابآوری خود را از دست خواهد داد.
